حدود یک ماه است که در فاصله تعطیلات تابستانی دانشگاه به ایران بازگشته ام. البته این مدت چندان به تعطیلی نگذشت. قصد داشتم یک نگرش سنجی از کارگردانان سینمای ایران راجع به مفاهیم "سینمای ملی " و "جهانی شدن " انجام دهم. بسیار هم وقت و توان صرف تهیه فرم های پرسشنامه نمودم به گونه ای که به سادگی و سهولت و در کمتر از ۱۰ دقیقه بتوان آنرا تکمیل نمود. بماند که چه کار طاقت فرسایی بود توزیع آن فرمها میان کارگردانان این مملکت ! به هر آشنایی که دستم رسید متوسل شدم از خانه سینما و کانون کارگردانان گرفته تا سیما فیلم و بنیاد فارابی، حدود ۱۰۰ پرسشنامه توزیع شد اما دریغ از حتی ۵ فرم تکمیل شده !  آنوقت می گویند چرا تحقیق و پژوهش در ایران دشوار است !  این را گفتم تا عبرت شود برای دیگر پژوهشگران که به فکر این قبیال کارهای عبث  نیافتند! حداقل در مورد صنف فیلمساز !

در عوض چهار گفتگوی دلچسب با چهار چهره فرهنگی - هنری ایران درباره جهانی شدن و سینما داشتم که به گمانم برای رساله ام بسیار مفید واقع شود. دوست داشتم بجای صرفا ارجاع دادن به منابع دیگر، خودم هم مطالب جدیدی در رساله ام ارائه کنم. به گمانم تا حدی به این مقصود رسیدم. گفتگو با عباس کیارستمی و مجید مجیدی به عنوان دو فیلمساز ایرانی که تجربه های حضور جهانی داشته اند ( اگرچه هر دو آنها متواضعانه از اینکه آنها را فیلمسازان جهانی بنامند پرهیز داشتند). جالب تر آنکه هر دو به جد معتقد بودند که پیش شرط جهانی شدن هنرمند،  بومی و محلی بودن اوست. تاکید ویژه و تعلق خاطر کیارستمی به ایران و ایرانی بودن برایم شگفت بود ، آنهم در زمانه ای که برخی هنرمندان و روشنفکران از جهان وطنی (cosmopolitanism) سخن می گویند.

با مهندس محمدرضا جعفری جلوه به عنوان عالی ترین مسوول دولتی سینمای ایران و دکتر عماد افروغ به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی مجلس هم توانستم گفتگو کنم. دکتر افروغ که تخصص جامعه شناسی دارد نسبت به مقوله جهانی شدن دانش نسبتا منظمی داشت و مشخص بود که در این حوزه کار کرده است. اگرچه نمی توان انتظار داشت که همه چالشهای نظری و تناقضهای فرهنگی جهانی شدن به این زودیها در ایران مرتفع شود ، همانطور که در غرب هم هنوز این بحث ها داغ است. اما بحث از حوزه نظر به عالم واقعیت که می رسید جعفری جلوه با تسلط بیشتری و نگاه واقع بینانه تری نسبت به مسائل سینمای ایران و عوارض جهانی شدن بر آن سخن می گفت.

به هر حال فرصت مغتنمی بود که در تعطیلات تابستانی - از جنس تعطیلات دوره دکترا ! - دست داد. شاید بعدها متن این گفتگو ها را در وبلاگ قرار دهم. البته به کیارستمی قول دادم حرفهایش را فقط جهت رساله ام استفاده می کنم و در اختیار رسانه ها نمی گذارم. نمی دانم آیا وبلاگ هم جزء آن دست رسانه های مد نظر او محسوب می شود یا نه ؟