اشاره:

در تاریخ شنبه 14 بهمن 1391 مهمان برنامه زنده «ققنوس» شبکه چهار بودم تا گفتگویی با آقای مسعود فراستی درباره دیدگاه های شهید سید مرتضی آوینی داشته باشیم. حاصل کار، به روایت آنهایی که برنامه را دیده بودند، گفتگویی چالشی و صریح بود. متن این گفتگو را سایت «سینما انقلاب» منتشر کرده است، البته با حذف یک جمله من! متن ویرایش خوبی هم  نداشت و بنده صرفا فرصت کردم صحبت های خودم را ویرایش کنم. ضمنا ویدئوی کل برنامه هم  در یوتیوب و  هم در سایت سینما انقلاب بارگذاری شده است.

-------------------------------------------------------

مجری: سلام و عرض ادب و احترام با ققنوسی دیگر در خدمت شما هستیم. ابتدای برنامه لازم می‌دانم یادی بکنم از کارگردان متفکر جامعه آقای احمدرضا معتمدی عزیز که در بستر بیماری افتادند و از همه شما بییندگان محترم و دوست‌داشتنی برنامه ققنوس خواهش می‌کنم که یک صلوات و حمد شفا برای سلامتی ایشان قرائت بفرمایید. انشاءالله زودتر از بستر بیماری بلند شده و ما از نگاه و نظرات ایشان بیشتر استفاده کنیم. فیلم‌های متعددی که ایشان در عرصه سینما کار کردند و در ضمن نظرات فلسفی خاصی که دارند بر کسی پوشیده نیست.

اما امشب بحث خاصی را در خدمت شما خواهیم بود. بحث امشب ما در خصوص اندیشه‌های شهید آوینی و نگاه دگرگونه‌ای است به این متفکر بزرگ معاصر ما که در حوزه سینما شاید، شاید که نه به قول خیلی‌ها حتما می‌شود گفت که در حوزه نظریه‌پردازی هنر و سینمای دینی منحصر بفرد هستند. آوینی کسی بود که با وضع نظرات خاص منشأ و مبدأ تحولی در حوزه مباحث نظری سینما شد. در عین حال در سیره عملی شهید آوینی می‌شود رگه‌هایی را پیدا کرد که خودش راه‌گشا است برای نوعی از سینما که سینمای متفاوتی است و سینمای مألوف و سینمای متعارف دنیا نیست. شاید نوعی ساختارشکنی و نوعی نگاه مجدد به تراز سینمایی دنیا در عین حال تعریف بومی از سینمایی که می‌بایست باشد و نیست. سؤالاتی که آوینی در مقاطع مختلف عمر خودش از مخاطبانش سؤال کرد یا سؤالاتی که به صورت مباحث نظری در مقالاتی که در مجله سوره یا جاهای دیگر تدوین کرد و باید به آن‌ها پرداخت، سؤالاتی هستند که بعضی از آن‌ها همچنان باز بوده و کسی یا به سراغ آن نمی‌رود یا دیگر مسئله، مسئله مهمی از این لحاظ به نظر نمی‌رسد. در عین حال به نظر ما رسید یکی از راه‌ها و راه‌گشاترین راه‌ها برای اینکه به موضوع سینمای انقلاب اسلامی و تراز سینمای انقلاب اسلامی بپردازیم این است که یکی از بزرگ‌ترین متفکرین این عرصه را معرفی بکنیم.

امشب در خدمت دو نسل از آوینی‌پژوهان جامعه‌ی خودمان هستیم. نسل جوان جناب آقای دکتر شهاب اسفندیاری و چهره شناخته‌شده سینمای کشورمان، منتقد محترم و معزز آقای مسعود فراستی عزیز که چهرۀ ایشان آشناست و نیازی به معرفی ندارد.

آقای اسفندیاری از شما شروع می‌کنیم:

اسفندیاری: بسم الله‌ الرحمن الرحیم. من جا دارد اول تشکر کنم از شما بابت دعوت از بنده به عنوان یکی از اعضای یک «جماعت خیالی» یا یک «باهمستان تصوری» (Imagined community)، که اسم آن را می‌توانیم بگذاریم «نسل آوینی». این شامل کسانی است که عمدتا پس از شهادت شهید آوینی با او آشنا شدند و  حتی شاید قبلا اسم او را هم نشنیده بودند. ولی این آشنایی سرمنشأ یک سلسله تحولات و دگرگونی‌های شگرف در زندگی آن‌ها شد. این نسل در سال های گذشته خیلی گسترش یافته به برکت خون شهید آوینی. من از یک طلبه‌ای که مثلاً از قم آمده بود در دانشکدۀ ما ـ دانشکده سینما و تئاتر ـ و سینما می‌خواند عضو این «باهمستان» دیده‌ام، تا پژوهشگری در دانشگاهی در اسکاتلند که با اینکه شاید از جهات دینی و مذهبی خیلی نسبتی با آوینی نداشته باشد، ولی یک کتابخانه و آرشیو فیلم آنجا به نام آوینی راه انداخته و یک مجموعه از آثار و مستندهای او را در اختیار پژوهشگران قرار داده است. امیدوارم این برنامه شما فتح بابی باشد برای این که «نسل آوینی» هم درباره او سخن بگوید. چون به نظر می‌آید در سال‌های گذشته از یک طرف تصویر آوینی بیشتر در برنامه های رسمی و همایش‌ها و مناسبت ها توسط مسؤولین استفاده شده، که حالا حرجی هم نیست، که اگر ما هم روزی مسؤول شویم مجبوریم از این همایش ها برگزاری کنیم، و تصویر نیاز داریم و خب چه تصویری زیباتر از تصویر آوینی؟ منتها از طرف دیگر به نظر می رسد در حوزه تئوریک هم «نسل آوینی»  باید آوینی را از انحصار تئوریک برخی افراد یا گروه‌ها یا طیف های فکری خارج کند.

«نسل آوینی» به نظر من باید این شایستگی و این آمادگی را پیدا کند، خصوصاً که الان دیگر ما به زمانی رسیدیم که نمی توانیم صرفاً به فیکس کردن یک تصویر ایدآل از آوینی - حالا هر آنچه که می‌پسندیم ـ اکتفا کنیم. هر کسی در این سیر زندگی شهید آوینی ممکن است یک تصویری را بپسندد و آن را قاب کند و بگذارد در قفسه‌های زیبایی و یا در موزه‌های زیبایی و به شدت از آن تصویر محافظت کند. هر وقت هم کسی خواست تصویر دیگری از آوینی ارائه دهد که با آن تصویر مورد نظر و تصویر مطلوب این افراد تعارض داشته باشد، به شدت حمله کنند به آنها و می گویند نه آوینی این نبود، آوینی یک چیز دیگر بود. یک دعوایی در جریان است بر سر اینکه آوینی که بود؟ و خب در این دعوا برخی‌ها تلاش می‌کنند بگویند آوینی چقدر روشنفکر بود، برخی‌ها تلاش می‌کنند بگویند آوینی چقدر حزب‌اللّهی بود، و در این‌ها معمولاً تلاش بر این است که بگوییم آوینی چقدر شبیه خود ما بود. در حالی که بنده اینجا چنین ادعایی ندارم و حتی نمی خواهم بگویم که بنده پیرو مو به موی فکر و راه و اندیشه آوینی هستم. کوچک‌تر از این هستم که چنین ادعایی داشته باشم. قابل یک ذره از آن دریای معرفت و عرفان و معنویت نیستم. منتها «نسل آوینی» این ظرفیت را دارد، شاید به دلیل عدم معاصرت با آوینی، که باب «نقد آوینی» را بگشاید. به نظرم معاصرین آوینی به جهت «هم‌عصری» با او شاید در این زمینه کم‌کاری کردند، یا امکان ورود به این عرصه را نداشتند. ما اگر بخواهیم راه آوینی ادامه پیدا کند و اندیشه او زنده و زایا باقی بماند هیچ راهی جز «نقد آوینی» نداریم.


ادامه مطلب ...