سال گذشته در همین ایام بود که به اتفاق «حسین معززی نیا» در برنامه «هفت» شرکت کردم و بحثی درباره شهید داشتیم. مسئله «کدام آوینی» پیش آمد و مسئله «روایت های مختلف از آوینی». آقای معززی نیا، طبق معمول، منتقد افرادی بود که روایتی خاص، و شاید به زعم او ناقص و حتی تحریف شده، از آوینی در این سال ها ارائه کرده اند. من در پاسخ اشاره کردم که این اتهام تنها متوجه آن افراد و مربوط به زمان حال نیست. به «ذات روایت» بر می گردد که هیچ گاه قادر نیست «همه حقیقت» را بازگو کند، چون همیشه ناگزیر از حذف است. هر روایتی یک «قاب تصویر» دارد که برخی مسایل را شامل می شود و بسیاری مسایل را حذف می کند. هر روایتی از یک متن، خواه ناخواه، «نقطه تاکید»های خاصی را برجسته می کند. و از این روست که خوانش ها و تفسیرهای افراد مختلف از یک «متن» واحد، گاه می تواند بسیار متفاوت باشد. هر «متن» را یک راوی یا یک مفسر ممکن است با «زمینه» های مختلفی «مفصل بندی» کند و از هر یک از این «اتصال» ها ممکن است «معانی» مختلفی ایجاد شود. از این رو سخن گفت از این که فلان روایت «ناقص» است، یا «تحریف» شده است، درواقع بیهوده است، چون اساسا هیچ روایتی نمی تواند کامل و جامع باشد. بله می توان روایت های مختلف را «شالوده شکنی» کرد و نشان داد که هر راوی در روایتش به دنبال برجسته کردن کدام وجوه یک «متن» بوده است و کدام وجوه را حذف کرده است و نادیده گرفته است. 


ادامه مطلب ...