متن زیر میزگردی با موضوع «جنبه‌های مغفول‌مانده از افشاگری‌های نوین در بستر فناوری‌های جدید» است که در هفته‌نامۀ پنجره، شمارۀ 243 ، مورخ 13 تیر 1394 منتشر شد. با توجه به ساخت فیلم مستند «شهروند چهار» درباره «ادوارد اسنودن» که جوایز بین المللی زیادی به دست آورد، و نیز فیلمی که الیور استون اخیراً درباره «اسنودن» ساخته است، به نظر می رسد، توجه به ابعاد و پیامدهای این افشاگری ها همچنان اهمیت داشته باشد.  
*         *         *
افشاء پشت‌پرده‌های سیاست، خصوصاً زمانی که به نقشه‌های وسیع سیاست‌مداران و حکومت‌داران در فریب افکار عمومی بپردازد، سابقه‌ای دیرینه دارد. در دوران معاصر و با ظهور فناوری‌های نوین ارتباطی، پروژه‌هایی مانند ویکی‌لیکس طلایه‌دار نسل جدیدی از این افشاءگری‌ها شده‌اند که از جهات مهمی با نسخه‌های سابق خود تفاوت دارند. در میزگردی با دکتر شهاب اسفندیاری عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ سینما-تئاتر دانشگاه هنر، و محمد معماریان دانشجوی دکترای مدیریت رسانه، برخی از جنبه‌های نسبتاً مغفول‌مانده از افشاءگری‌های نوین در بستر فناوری‌های جدید ارتباطی را به بحث گذاشته‌ایم.
پنجره: به عنوان مقدمۀ ورود به بحث، به نظر می‌رسد پروژه‌هایی مانند ویکی‌لیکس نظم مستقر را به هم زده‌اند.
اسفندیاری: این پروژه‌ها پیامدهای زلزله‌گونه‌ای داشته‌اند. فروپاشی یک‌سری از نظام‌های سلطه و قدرت، به رعشه افتادن برخی از اربابان قدرت و سلطه، آشکار شدن فرآیندهای غیرقابل‌پیش‌بینی جهانی شدن و پیامدهای غیرمنتظرۀ تکنولوژی، به نظرم همگی مثال نقضی از آن پیش‌گویی‌ها و جزم‌اندیشی‌ها دربارۀ غایت تکنولوژی و غایت جهانی شدن در مباحث نظری و فلسفی و فرهنگی که بیان می‌شد، هستند.
معماریان: در سابقۀ تاریخی موجود از رسانه‌های جمعی، ورود هر رسانۀ جدید تا حدی نظم مستقر را دچار آشوب و دگرگونی کرده است. این پدیده‌های جدید نیز چون در بستر ظهور یک رسانۀ جدید رُخ داده‌اند یا شاید بتوان گفت محصول آن بوده‌اند، تا حدودی چارچوب‌ها را به هم ریخته‌اند.
پنجره: اما این برداشت یا تصور رایج هم وجود دارد که چنین پدیده‌هایی شاید دست‌ساز همان اربابان قدرت باشند.
اسفندیاری: بله، ممکن است بعضی‌ها همچنان با نگاه تئوری توطئه بگویند که همۀ اینها کار خودشان و تحت کنترل خودشان است. ولی به نظر من شواهد آن‌قدر هست که بگوییم این‌طور نیست. این وقایع نشان می‌دهد همان‌قدر که این نظام‌ها و ابرقدرت‌ها در استفاده از تکنولوژی قدرتمندتر می‌شوند، رقیب‌ها و مخالف‌ها و منتقدهایشان هم با استفاده از همان فناوری‌ها، راهکارهایی برای مقابله و نفوذ و ضربه زدن به آنها پیدا می‌کنند. ما این را در یک بُعد در حادثۀ یازده سپتامبر می‌بینیم که چگونه عده‌ای به درون آن سیستم نفوذ می‌کنند و یک شکل دیگر هم ویکی‌لیکس است. البته هر دوی این رویدادها را می‌شود با نگاه تئوری توطئه تحلیل کرد. منتهی مخصوصاً در این مورد اخیر به نظرم شواهد و قرائن آنقدر هست که ما نتوانیم چنین باوری را داشته باشیم.
معماریان: یک مشکل هم آنجاست که مطرح کردن «نظریۀ توطئه» گرفتار یک تسلسل باطل می‌شود. آیا زدن برچسب «نظریۀ توطئه» بر این پروژه‌ها، خود یک توطئۀ دیگر نیست؟ آقای دکتر درست می‌گویند که باید وزن شواهد را سنجید.
پنجره: مثلاً چه شواهدی؟
اسفندیاری: اگر سیر روند افشاءگری‌های ویکی‌لیکس از اولین چیزهایی که منتشر کرده‌اند تا امروز، ‌و وقایع رُخ‌داده برای کسانی که دخیل در این ماجرا بودند، را دنبال کنیم، آن نظریه‌های توطئه محتمل به نظر نمی‌رسند. یعنی واقعاً محتمل نیست که کسی مثل جولیان آسانژ دو سال در سفارت اکوادور در لندن زندانی می‌شود و خودش را آنجا پناهنده می‌کند به خاطر بازی‌ای که عده‌ای از بزرگان در سطح بالای قدرت جهانی انجام می‌دهند. یا کسی مثل ادوارد اسنودن با آن وضعیت در روسیه پناه می‌گیرد برای اینکه اسبابِ بازی ارباب قدرت در آمریکا شود. اینها به نظرم آدم‌هایی هستند که هویت، سابقه و انگیزه‌هایشان قابل تحلیل و ردیابی است.
پنجره: وجه ممیزۀ افشاءگری‌های جدید مانند ویکی‌لیکس از نسخه‌های قدیمی‌ترش چیست؟
اسفندیاری: تکنولوژی خواه ناخواه دسترسی به انبوه داده‌ها و اطلاعات را برای کارکنان سازمانهایی اطلاعاتی فراهم کرده است. مثلاً حساب کرده‌اند که اگر ادوارد اسنودن می‌خواست این اطلاعات را در عصر ماقبل اینترنت و ماقبل دیجیتال از آن سازمان خارج کند، باید ده‌ها کامیون آن اسناد را انتقال می‌داد که در گذشته اصلاً امکان نداشت. تکنولوژی است این امکان را فراهم کرده است تا با یک حافظۀ رایانه‌ای کوچک کل ناموس وزارت خارجۀ ایالات متحده به فنا رود.

ادامه مطلب ...