چند روز قبل در نشستی با موضوع نقد و بررسی نحوه بازنمایی زن و خانواده در فیلم های جشنواره ی فجر شرکت کردم. البته به علت این که قدری دیر به جلسه رسیدم و زود هم ناچار بودم جلسه را ترک کنم، خیلی امکان مشارکت جدی در بحث فراهم نشد. متن زیر گزارش سایت مهرخانه - بانی جلسه - از این نشست است.

----------------------------------------------------

نشست بررسی و نقد «فیلم های جشنواره سی و یکم از منظر زنان و خانواده» روز 2 اسفند 1391 به همت پایگاه تحلیلی– خبری مهرنامه و با حضور دکتر اعظم راودراد (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)، دکتر شهاب اسفندیاری (استاد دانشگاه و مستندساز) و عبدالکریم خیامی مدرس دانشگاه و تحلیلگر رسانه، و با مشارکت مدیر مسئول، برخی از اعضای تحریریه مهرخانه و تنی چند از منتقدین فیلم های جشنواره برگزار شد.


به گزارش مهرخانه، در ابتدای این نشست دکتر اعظم راودراد در پاسخ به این سؤال که زنان و خانواده در فیلم ها چگونه بازنمایی شده بودند، با اشاره به اینکه در جشنواره امسال دوازده فیلم را دیده است این بحث را آغاز کرد و گفت: در فیلم هایی که دیده ام دو اتفاق در حال رخ دادن بود؛ یکی در موردبازنمایی زن و خانواده است، نه فقط زن به تنهایی، بلکه زن به منزله فردی که هم نقش اجتماعی دارد و هم به منزله عضوی از جامعه که با مرد و فرزندان روابطی دارد. در اینجا یک نگاه مسلط در جامعه نسبت به زنان و خانواده بازتولید می شود که در آن نقش زن و مرد را مشخص می کند؛ به این معنی که این دسته از نقش ها متعلق به مرد و این دسته متعلق به زن است. این تفکر به طور طبیعی و عادی جلوه می کند و آنگاه بازتولید می شود.

در برخی فیلم ها، تفکیک جنسیتی موجود در خانواده و جامعه به چالش کشیده می شد
وی افزود: اتفاق مهم دیگر این است که در بعضی از این فیلم ها این نگاه به چالش کشیده می شود. در واقع این تفکیک جنسیتی موجود در خانواده و جامعه به چالش کشیده شده و گاه جای آنها با هم عوض می شود و همیشه یک نگاه منتقدانه به این نگرش مسلط وجود دارد، که حال آگاهانه یا ناآگاهانه است، و پیشنهادهای جدیدی در رابطه با نقش زن در خانواده و جامعه و نقش های خانوادگی که زنان و مردان و کودکان در خانواده دارند، ارائه می دهد.

راودراد با اشاره به تأکیدش بر نقش کودک گفت: علت اینکه کودک را اضافه می کنم، برای اینست که گاهی فراموش می کنیم کودکان هم هستند و آنها هم نقش تعیین کننده دارند. در فیلم ها اغلب زن و مرد و مسائل آنان دیده می شوند، نه کودک؛ در حالیکه کودکان هم عضوی از خانواده اند. البته در فیلم هایی که امسال در جشنواره فیلم فجر دیدم، در دو فیلم کودک جدی گرفته شده بود؛ یکی دهلیز و دیگری تنهای تنهای تنها،که اتفاق مبارکی بود.

 


زنانی که در این سینما نشان داده شده اند، در چه دسته ای قرار می گیرند؛ سنتی، مدرن، دینی؟
در ادامه دکتر خیامی گفت: براساس فیلم هایی که در جشنواره دیده ام، به نظرم می توانیم روی سه بخش در حوزه زنان و خانواده بحث کنیم؛ اول اینکه زنانی که در این سینما نشان داده شده اند، در چه دسته ای قرار می گیرند؛ سنتی، مدرن، دینی و یا التقاطی از اینها؟ الزاماً زن سنتی، زن موردپسند دین نیست. گرچه گاهی تفکیک شان از هم سخت است، اما باید این تفکیک را قائل شویم و همیشه سنت را به پای دین نگذاریم. در جشنواره امسال کمتر، آفت یا اشکال سنت را به پای دین نوشته و القا کردند. اهالی فکر و فرهنگ باید این تفکیک را قائل شوند.

دکتر عبدالکریم خیامی


خیامی با اشاره به دومین موضوع محل توجه گفت: دومین نکته تفکیک فیلم هایی است که موضوع اصلی آنها زن یا خانواده است از فیلم هایی که زنان در آن یک نقش نشانگانی دارند. آیا در این فیلم ها زن به مثابه یک نشانه است یا زن بما هو زن مورد توجه و پرداخت فیلم است.یا مثلا خانواده در حاشیه داستان و یا در داستان های فرعی مطرح شده یا اینکه موضوع اصلی فیلمنامه است؟ درحقیقت به صرف نمایش زن نمی توان گفت فیلم در مورد این قشر از جامعه است. مثلاً یک نشانه معروف در سینما «زن به مثابه سرزمین» است. مثلاً در فیلم «زیباتر از زندگی» دختربچه فیلم، بیشتر به مثابه سرزمین است تا موضوع کودک. یا کودکی که عروسکش می افتد و تا انتهای فیلم رزمنده با آن کبوتر پارچه ایش در قاب تصویر دیده می شود، موضوع زن یا کودک نیست، یا در جای دیگر در این فیلم، زنده ماندن نوزاد و مراقبت از او بیشتر به معنای ادامه حیات نهضت و امثال آن است. درواقع در این فیلم زن و کودک مسئله نیست، بلکه عمدتا یک نماد و نشانه است.

این استاد دانشگاه در ادامه به سومین نکته قابل تأمل در فیلم ها اشاره کرد و گفت: مسئله سوم، زنان و نقش های آنها در فیلم هاست؛ به عنوان مادر، همسر، دختر، خواهر و به مثابه یک شهروند و یا عضوی از جامعه. باید دید در جشنواره امسال کدام نقش اولویت داشته و برجسته شده است؟ و نسبت این برجسته سازی ها با تحولات اجتماعی سطح جامعه چیست؟

این سینما گلویش فشرده و محتضر است و نمی تواند بازنمایی دقیق و همه جانبه ای از زن داشته باشد
در ادامه اعظم راودراد درخصوص بازنمایی زن در جشنواره امسال گفت: جامعه ما مبتنی بر ممیزی و سیاستگذاری فرهنگی است. به همین خاطر هم باید گفت این سینما گلویش فشرده و محتضر است و نمی تواند بازنمایی دقیق و همه جانبه ای از زن داشته باشد. حال این سؤال مطرح می شود آیا جامعه ما از طریق سینما بازنمایی می شود؟ وقتی یک کارگردان ده فیلم تولید می کند و تنها یک فیلم او پذیرفته می شود، چطور می توانیم در مورد تمام فیلم ها صحبت کنیم؟ این برخورد باعث می شود که این امکان از مخاطب گرفته شود تا تصویر جامع تری از جامعه داشته باشد.

وی در ادامه با اشاره به فیلم گهواره ای برای مادر گفت: این فیلم فرهنگ سنتی جامعه را کاملاً تأیید کرده و نقش زن را به وظایف خانوادگی اش محدود می کند. در موقعیتی که نقش اجتماعی و خانوادگی برای برادر دختر پیش می آید، به گونه ای در فیلم نشان داده می شود که مرد حق دارد مادرش را به خانه سالمندان بسپارد، چون متأهل است، مشکلات کاری دارد و... و مخاطب با او همذات پنداری می کند. در حالیکه از سوی دیگر می بینیم سرمایه عظیمی که برای این دختر جوان صرف شده، نزد اساتید بزرگ درس خوانده، به زبان روسی مسلط است، و... باید از همه اینها جدا شود؛ زیرا او دختر و مجرد است و از همه مهم تر باید نقش خود را در بعد خانوادگی حفظ کند.

وی با اشاره به یکی از تحقیقات خود گفت: در تحقیقی که بر روی یک فیلم سینمایی و یک سریال انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که زنان از یک طرف به فعالیت اجتماعی، فعالیت هایی که صرفاً پولی هم نیستند، تشویق می شوند و از طرف دیگر در مواقعی که مشکلی پیش می آید، اولین راه حل که ساده ترین هم هست، این است که از از فعالیت اجتماعی کناره گیری کنند. درحالیکه این مسئله با واقعیت جامعه ما سازگاری ندارد. جامعه ما، نه کاملاً سنتی و نه کاملا مدرن است. مشکل جامعه ما این است که یک مسئله مدرن را با شیوه های سنتی حل می کنیم.

دکتر اعظم راودراد


ما به فیلمی مانند قاعده تصادف نیاز داریم، تا بدانیم برخی از نسل جوان ما در چه حال و هوایی هستند
سپس دکتر شهاب اسفندیاری با استناد به برخی فیلم های جشنواره گفت: به دلیل اعتراض هایی که سال گذشته نسبت به محتوای برخی از فیلم ها بود، امسال ظاهرا سخت گیری بیشتری در مورد فیلم ها اعمال شده بود و کلا فضای جشنواده پاستوریزه تر بود.
وی افزود: تعدای از فیلم های خوب امسال شخصیت اول زن داشتند و یا موضوع به زن و خانواده مربوط می شد. از نگاه من سه فیلم شاخص در این حوزه فیلم های «دربند»، «سر به مهر» و «هیس! دخترها فریاد نمی زنند»، بودند. البته «گهواره ای برای مادر» با اینکه از نظر کیفی ضعیف بود را هم می توان در این حوزه وارد کرد. یا حتی «کلاس هنرپیشگی» که محوریت داستان آن بر خانواده بود.

این استاد دانشگاه با اشاره به دو شیوه ی فیلم دیدن گفت: اولین شیوه ملاحظه فیلم به منزله یک اثر هنری است که باید از دیدن آن لذت ببریم. از این جهت گاهی ممکن است از فیلمی خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید. اما روش دوم، این است که فیلم را نگاه کنیم به عنوان یک متن مردم شناسانه، تا بواسطه آن جامعه خود را بشناسیم. دامنه ارتباطات هر فرد و به تبع آن شناخت هر انسانی از جامعه پیرامونش محدود است. بنابراین نیاز داریم سایر اعضای جامعه را فراتر از روابط خودمان بشناسیم. لذا فیلم، هر فردی را با طیف دیگری از شهروندان و مردمی که با آنها زندگی می کند، آشنا می نماید و فرد سعی می کند از طریق این آشنایی ها مثلا خود و اطرافیانش را از آسیب هایی که دیگران گرفتار آن هستند مصون بدارد.

وی با اشاره به فیلم «قاعده تصادف» گفت: در فیلم قاعده تصادف، آزادی جوانان و ارتباط آنها با والدینشان مطرح می شود. ما به فیلمی مانند قاعده تصادف نیاز داریم، تا بدانیم برخی از نسل جوان ما در چه حال و هوایی هستند و در برخی موقعیت ها غافلگیر نشویم. به هرحال اینها برش هایی از جامعه ماست. شما نمی توانید منکر این واقعیت شوید. برای من که در رشته سینما درس خوانده ام، وجود این افراد دور از واقعیت نیست.

این استاد دانشگاه ادامه داد: برخی از فیلم ها هشداردهنده هستند، مثلاً فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند»، این فیلم اگر توسط کارگردانی با اعتقادات دیگر  ساخته می شد، شاید به گونه دیگری به مسائل اخلاقی و حقوقی توجه می کرد، ولی به هر حال، مهم اصل توجه به موضوع فیلم و هشداردهندگی آن است. افرادی را می شناسم که بعد از دیدن این فیلم، بیشتر مراقبت فرزندان خود شده اند و این خیلی خوبست که فیلم توانسته تأثیر خود را بر مخاطبینش داشته باشد.

دکتر شهاب اسفندیاری


اعظم راودراد نیز در مورد فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند»، گفت: انتقادهای حقوقی مطرح شده دراین فیلم درست است، اما باید توجه داشت که مسئله اصلی فیلم، مسئله اجتماعی بوده و نه حقوقی. از میلیون ها نفری که فیلم را ببینند، چند نفر پیام اجتماعی را درک می کنند و چند نفر پیام حقوقی را؟ بنابراین به نظر من این فیلم بیشتر یک آگاهی بخشی اجتماعی عمومی است تا پر کردن خلأ حقوقی، اما یک ضعف هم داشت و آن اینکه مادر به عنوان مقصر اصلی نشان داده می شود؛ در حالیکه پدر و مادر هر دو مقصرند.

وی با اشاره به فیلم «سر به مهر» گفت: نقش زن در این فیلم چندان جالب نبود. یک خانم مجرد که فوق لیسانس دارد ولی با این مدرک پرستار بچه است، با اینکه دانشجو نیست ولی مشخص نمی شود چرا جدا از خانواده زندگی می کند، در اینترنت و فضای مجازی دنبال راضی کردن خود است و... موضوع فیلم در مورد تنهایی است که این تنهایی هم او را سوق می دهد به ازدواج با مردی که به نظر می رسد اولین خواستگار اوست. اما باید پرسید مگر مرد تنها نیست؟ مگر تنهایی نمی تواند مسئله یک مرد باشد؟ اما چرا این موضوع برای یک زن مطرح می شود؟ در هیچ فیلمی، تنهایی، مسئله مرد نیست؛ چون فقط زن باید ازدواج کند.

سینما در خلأ رشد نمی کند، بلکه در فضای اجتماعی و فرهنگی جامعه خود حرکت می کند/ پس بخشی از مشکلات سینمای ما به شرایط جامعه بر می گردد که حالا در سینما متجلی شده است.
سپس عبدالکریم خیامی در پاسخ به این سؤال که نحوه مطرح کردن آسیب ها در فیلم چگونه باید باشد، گفت: در این زمینه باید به چند شرط اشاره کنم؛ اول اینکه میزان نمایش و تصویری کردن جزییات «آسیب» آنقدر نباشد که به یادگیری افراد منجر شود. مانند سریال آینه عبرت که در دهه شصت با موضوع آسیب «اعتیاد» از تلویزیون پخش می شد و در این مورد منجر به یادگیری برخی فنون اعتیاد شده بود. دوم اینکه میزان تکرار نمایش یا تصویری کردن آسیب اجتماعی منجر به قبح زدایی یا طبیعی سازی آن مسأله اجتماعی نشود.

وی با اشاره به شرط سوم طرح آسیب ها در فیلم ها و سریال ها گفت: سومین شرط اینست که به تعمیم افراطی یا شمول گرایی دچار نگردد تا به سیاه نمایی یا ناامیدی نیانجامد. شما در اکثر فیلم های هالیوودی که به طرح یک بحران یا ناهنجاری یا آسیب اجتماعی و یا سیاسی و یا حتی امنیتی می پردازند، می بینید که این شرایط رعایت شده و در نهایت منافع ملی لحاظ می شود. در ضمن اگر طی یک فیلم، در نمایش عواقب سوء یک ناهنجاری افراط کنیم، براساس نظریه های اقناع نتیجه معکوس خواهد داد و فیلم دچار تصنع می شود.


عبدالکریم خیامی در ادامه صحبت های خود گفت: سینما در تماس با سایر فضاهاست. تنها سینما نیست که معضل دارد؛ در مورد اشتغال هم، مسئله زنان حل نشده است، در مورد تحصیل هم مسئله زنان حل نشده است. سینما در خلأ رشد نمی کند، بلکه در فضای اجتماعی و فرهنگی کل جامعه حرکت می کند. بخشی از مشکلات ما در سینما به خلاء تئوریک برمی گردد. ما تئوری های روشن ایرانی – اسلامی برای حرکت سینمای ملی مان نداریم.البته نظریه های غربی فیلم هستند ولی متناسب با مبانی معرفتی خودشان است.از همین رو وقتی مبتنی بر آنها فیلم ساخته و یا تحلیل می شود با نوعی "ناهماهنگی شناختی" مواجه می شویم. در این زمینه اساتید دانشگاه و حوزه باید پاسخگو باشند.

وی سپس به صورت مصداقی به بررسی جایگاه زنان و خانواده در برخی فیلم های جشنواره پرداخت و گفت: فیلم هایی مانند هیس! دخترها فریاد نمی زنند، و دربند، هشداردهنده اند و از این جنبه مثبت اند. البته در هیس، جدای از اشکالات حقوقی فیلمنامه ، تبانی «سنت ها» و «قوانین» علیه حقوق زنان به نمایش در می آید. سنت می گوید برای حفظ آبرو سکوت کن و قانون هم می گوید اگر فریاد زدی خفه می شوی.در این زمینه فیلم قابل نقد است.چون بر مبنای یک غلط حقوقی یک حکم کلی برای جامعه (معنای نشانه شناختی مدعی العموم در فیلم) صادر می شود که قابل قبول نیست. در رسوایی هم با مشکل تعمیم روبرو هستیم و هم با مشکل مواجهه کاریکاتوری با نقش های متعدد زنان. همه مردان ذبح می شوند برای اینکه بگوییم یک مرد خوب است. تازه همان مرد خوب ما هم تنها زندگی می کند! منکر پیام های متعدد مثبت فیلم که در جای جای آن جاگذاری شده نیستیم، ولی از منظر بحث ما «رسوایی» علی رغم اینکه یکی از شخصیت های اصلی اش زن است، اما در کل یک فیلم مردمحور است و در حق زن و خانواده ایرانی- اسلامی یک کم لطفی محسوب می شود.

خیامی در ادامه با اشاره به خانواده در فیلم ها گفت: نکته دیگر اینکه در این فیلم ها خانواده کامل کم دیده می شود؛ یعنی خانواده ای متشکل از پدر، مادر و فرزند. ارائه خانواده کامل در جامعه ای که توسعه اش بر محور خانواده است، مهم است. حتی در فیلم «زیباتر از زندگی» این نقص وجود دارد.حتی نقش مادر شهید حسین علم الهدی را در حد ارسال چکمه برای پسرش می بینیم؛ در حالیکه مرحوم مادر ایشان یک زن شجاع و یک شیرزن واقعی بوده است.

«دهلیز» و «حوض نقاشی»؛ نمونه های نسبتاً موفق ترسیم خانواده کامل
این استاد دانشگاه فیلم های دهلیز و حوض نقاشی را نمونه های نسبتاً موفقی در ترسیم خانواده کامل دانست و گفت: مثلا زن فیلم دهلیز، هم در نقش همسری و مادری قابل قبول است و هم در نقش دختری.حضورش در ساحت اجتماعی نیز باور پذیر و قابل قبول است. در حوض نقاشی هم نقش میانجی گری زنان در خانواده به خوبی به نمایش در آمده است.در عرصه تعاملات اجتماعی هم زنان فیلم حوض نقاشی به مثابه ملات انسجام اجتماعی و واسطه انتقال سبک های زندگی مطرح می شوند.

وی افزود: باید توجه داشت که در برخی فیلم ها برای برجسته کردن یک نقش زن، سایر نقش های او خراب می شود. مثلاً در برجسته کردن نقش مادری، نقش اجتماعی زن تخریب می شود و یا بالعکس.
این نشست با پرسش و پاسخ حضار به اتمام رسید.