متن زیر چکیده مقاله ای است که در تاریخ 10 اردیبهشت 1392 در همایش «روحانی در قاب سینما» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، و در «پَنِلی» با حضور دکتر فکوهی، دکتر منتظرالقائم و حجت الاسلام علی جعفری، ارائه کردم.

----------------------------------------------------------------------

ملاحظاتی درباره ی «بَرسازی»، «بازسازی» و «اوراق سازی» تصویر روحانیت

 

اگر اجمالاً این ارزیابی «ژان بودریار» را بپذیریم که در عصر سیطره «حاد واقعیت» (hyper-reality)،  «تصاویر»، اهمیت و جایگاهی به مراتب فراتر از «واقعیت» پیدا کرده اند، و به عبارت دیگر «تصاویر، واقعی تر از واقعیت شده اند»، می توان نتیجه گرفت که امروزه نحوه ی «بازنمایی» (Representation) هر پدیده ی اجتماعی در هنرها و رسانه های عامه پسند، اهمیتی فراتر از «واقعیت» آن پدیده، در شکل دهی به قضاوت افکار عمومی نسبت به آن پیدا کرده است.  با کمی اغماض می توان گفت که در دنیای امروز پدیده ای  که به «تصویر» کشیده نشود، گویی که از دایره «وجود» خارج شده است ؛ دست کم این که «بود و نبود» آن چندان تفاوتی ندارد (لم یکن شیئاً مذکورا). به همین دلیل است که این روزها هیچ کالایی تا «تصویر مطلوب»ی از آن برساخته نشود، به فروش نخواهد رسید. و هیچ سیاستمداری تا «تصویر مطلوب»ی از او برساخته نشود، به قدرت نخواهد رسید. «مدیریت تصویر»  (Image control) و «مهندسی آبرو» (Reputation engineering)  بخش لاینفکی از هر فعالیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شده است. با این مقدمه می توان نتیجه گرفت که در جامعه امروز ما «تصویر» یک نهاد اجتماعی - مثل روحانیت - از خود آن نهاد، اهمیت فراتری دارد.  اما آیا متولیان نهادهای اجتماعی ما – از جمله روحانیت – اساساً دغدغه ی برساختن «تصویر» خود را دارند؟ مسئله این جا است که در مورد بسیاری از نهادهای اجتماعی، «تصویرسازان رقیب» نیز با انگیزه های متفاوتی مشغول کارند. لذا این گونه نیست که اگر نهادی خود، دست به کار برسازی (Construction) و بازسازی  (Reconstruction) «تصویر» خود نشد، هیچ تصویری از این نهاد موجود نباشد و این نهاد از صحنه (رسانه ای) روزگار محو شود. بلکه این «تصاویر دیگر» از این نهاد خواهند بود که میدان دار خواهند شد و انگاره هایی در فضای اجتماعی تولید خواهند کرد که بعدا نیازمند «اوراق سازی» (Deconstruction) خواهد بود. بدیهی است که حتی هنگام برساخته شدن تصویر مطلوب توسط نهاد روحانیت نیز، نباید کار را تمام شده فرض کرد، چون «دیگران» هم در جهت «اوراق سازی» این تصاویر اقدام خواهند کرد. در نتیجه ما با یک میدان نبرد دائمی مواجه هستیم: «نبرد تصاویر» و یا «نبرد بازنمایی ها». مقاله حاضر می کوشد تا با ارائه ی ملاحظاتی درباب فرآیند «برسازی»، «بازسازی» و «اوراق سازی» تصویر روحانیت، پاره ای از مقدمات و الزامات ورود به چنین نبردی را یادآور شود.