‌چندی پیش خلاصه مقاله ای را برای کنگره ملی علوم انسانی ارسال کردم. این کنگره اسفند ماه سال جاری توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در تهران برگزار می گردد . البته با نگاهی به سایت پژوهشگاه می توان فهمید که واژه مطالعات فرهنگی در عنوان آن چندان ربطی به "مطالعات فرهنگی" ندارد. البته مقاله من هم چندان ربطی بدان نداشت و بیشتر در باب مصائب علوم انسانی بود. اما ماجرای ارسال مقاله ام به این کنگره کاملا به "مطالعات فرهنگی" و "مطالعات رسانه" ربط پیدا می کند و اصلا می تواند موضوع یک رساله در این باب باشد!

داستان (داستان ؟) از این قرار بود که پیش از ارسال مقاله با ایمیل ، به جهت اطمینان خاطر یافتن از فعال بودن آدرس ایمیلی که در سایت کنگره دیده می شد یک ایمیل آزمایشی فرستادم و پرسیدم که آیا مقاله را می توان - مثل همه جای دنیا - از طریق ایمیل ارسال کرد یا خیر. پاسخ اما نه بله بود و نه خیر. چون اساسا هیچ پاسخی دریافت نکردم ! سرانجام به واسطه دوستی در ایران خلاصه مقاله و نامه ی ضمیمه آن پرینت شد و بصورت دستی ( از طریق رابطه face-to-face !) تحویل دفتر کنگره گردید. جالب اینکه فرد محترمی که نامه مرا دریافت کرده بود با دیدن نام من گفته بود: آها... بعله... انگار یک ایمیل هم زده بودن ایشون ! (تصور این صحنه شما را یاد برره نمی اندازد؟!). دیروز آن دوست گرامی من ایمیلی به من فرستاده است و اطلاع داده که او از طریق پست پیشتاز ! نامه ای از دبیرخانه کنگره دریافت کرده  که در آن خبر از پذیرش مقاله من در کنگره داده شده است. این البته خبر خوشی است اما جالب تر اینکه در نامه از من خواسته شده هر چه زودتر یک نسخه floppy یا CD از متن کامل مقاله را به دبیرخانه کنگره بفرستم! به راستی ضرورت "جسمیت" داشتن مقاله در کالبد کاغذ یا floppy یا CD در ذهن ما چیست ؟ 

از این سوال های سخت بگذریم. خلاصه مقاله مذکور را در زیر آورده ام. 

 

*  *  *

 

تولید علوم انسانی به زبان بین المللی: ارزش ، ضد ارزش یا بی ارزش؟

بررسی موانع داخلی جهش علمی ایران در حوزه علوم انسانی


 

اگر میزان تولید علم در حوزه علوم انسانی را با معیار تعداد مقالات منتشر شده در نشریات علمی بین المللی ارزیابی کنیم ، موقعیت علوم انسانی در ایران در پایین ترین رتبه نسبت به سایر علوم قرار می گیرد. مقاله حاضر ابتدا به نقد برخی دیدگاهها در خصوص عدم اعتبار یا عدم مطلوبیت انتشار مقالات داخلی در نشریات بین المللی  - که بعضا با تأکید بر تفاوتهای بنیانهای معرفتی- فرهنگی میان "ما" و "آنها" طرح می شود – می پردازد. در مقابل برخی دلایل اهمیت و ضرورت تولید و انتشار علوم انسانی - خصوصاً با عناوین مربوط به فرهنگ و جامعه ایران - توسط پژوهشگران داخلی در سطح بین المللی برشمرده می شود و ترویج و تشویق این امر به مثابه یک سیاست پژوهشی با ابعاد فرهنگی و سیاسی مورد تاکید قرار می گیرد. تأکید این مقاله بر عوارض نامطلوب خالی ماندن این عرصه از قابلیتهای پژوهشگران داخلی و واگذار شدن و گاه  منحصر شدن میدان به پژوهشگران خارجی یا مقیم خارج از کشور است.

 بخش دوم این مقاله ضمن اشاره به ارتقاء نسبی منزلت اجتماعی علوم انسانی و توسعه رشته های آن در دانشگاههای کشور ،  برخی موانع موجود بر سر راه جهش علمی در حوزه علوم انسانی در سطح بین المللی را موضوع بررسی قرار می دهد. این موانع در ساختارهای آموزشی ، پژوهشی و فرهنگی جامعه مورد شناسایی و تحلیل قرار می گیرد. کم توجهی به مسأله زبان در نظام آموزش عالی و خسارتهای مضاعف این نقیصه در مورد علوم انسانی، نگرش ها و سیاستهای نامناسب در خصوص اعزام دانشجو به خارج از کشور در رشته های علوم انسانی و آمار اندک اعزام در علوم انسانی نسبت به سایر علوم، و سرانجام وجود نوعی فضای بدبینی و تردید نسبت به تولید علوم انسانی به زبان "خارجی"  به ویژه در حوزه های فرهنگی – اجتماعی از جمله موانع مورد بحث در این مقاله هستند.

 در بخش پایانی نیز پاره ای از پیشنهادها در راستای اصلاح وضعیت موجود و ارتقاء جایگاه و سهم علوم انسانی در شاخصهای تولید علم کشور ارائه می شوند.