امروز فصلی از کتاب "Spaces of Identity"  نوشته دیوید مورلی و کوین رابینز (۱) با عنوان "سنت و ترجمه: فرهنگ ملی در زیرمتن جهانی" را می خواندم ، که در ادامه نوشته ی پیشینم در باب ترجمه مطالب جالبی داشت. رابینز و مورلی از چهره های سرشناس مطالعات فرهنگی در انگلستان و از شاگردان استیوارت هال هستند. (۲)  بدون هرگونه شرح و بسطی توجه شما را به بخشهای کوتاهی از این فصل جلب می کنم، تنها با این اشاره که این کتاب در سال ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) منتشر شده است.

سرآغار این فصل کتاب، جمله ای است از هومی بابا - که شاید پس از ادوارد سعید مشهورترین متفکر اندیشه ی پسا استعماری (Postcolonialism) باشد - با این مضمون : "اگر زمانی می توانستیم آرامش و پیوستگی سنت را باور کنیم ، امروز به ناچار باید با مسئولیت های ترجمه فرهنگی مواجه شویم."

نویسندگان کتاب در ادامه آورده اند : " هرچند سرمایه داری جهانی، همواره خود را به عنوان امری فراتاریخی ، فراملی و به مثابه نیروی جهانشمول و ماورائی مدرن سازی (modernisation) و مدرنیته معرفی کرده است، اما در واقع عمل آن جز غربی سازی (Westernisation) - یعنی صدور کالا ها، ارزشها، اولویتها و سبکهای زندگی غربی نبوده است... اما جهانی شدن ، مرز فاصله را از میان برداشته و رویارویی "مرکز استعمارگر" و "حاشیه استعمار شده" را تشدید و تسریع کرده است." (ص . ۱۰۸ )

"تاریخ طولانی استعمار و امپریالیسم ، جمعیت های کثیری از مهاجران و پناهندگان را از جهان سوم به جهان اول روانه کرده است. اگر زمانی اروپا فرهنگهای آفریقایی و آسیایی را از فاصله های دور مخاطب قرار می داد، اکنون آن "دیگری" خود را در قلب ابرشهرهای غرب جای داده است. امروز "حاشیه" از طریق یک تهاجم معکوس به "مرکز" استعمارگر نفوذ کرده است. فاصله ی زمانی و مکانی که پیشتر نقش لایه ی حفاظتی داشت، اکنون از میان رفته است و مواجهه ی  ما با آنچه در گذشته برایمان "بیگانه" و "شگفت انگیز" بود، اکنون دائمی و لحظه ای شده است....مهاجرت در حال لرزاندن آن اروپای "کوچک سفید پوست مسیحی" است.(۳) این واژگونی امپراطوری ، آن نوع نگاه قطعی انگاشته شده و مرکز محوری که در دوران قدیم استعمار رایج بود را مغشوش و سردرگم کرده است." (ص ۱۱۵-۱۱۴ ).

"داستان پر ماجرای جهانی شدن ، در رویارویی لیبرالیسم غربی و  اصولگرایی اسلامی پیرامون موضوع سلمان رشدی ، به گونه ای کامل نمادین شده است. ما چگونه می توانیم با این شوک ناشی از رویارویی کنار بیاییم؟...یک خطر این است که در لاک دفاعی هویت خودمان فرو برویم. دیگر اینکه، در تلاش مضطربانه برای حفظ امنیت و ثبات هویت خود ، برخی از حوزه ها - نظیر دین ، فلسفه ، ادبیات - را که مستقیما مقولات سیاسی [امنیتی] نیستند، سیاسی [امنیتی] کنیم. اما مسئولیت ترجمه بدین معنی است که بیاموزیم به دیگران نیز گوش فرا دهیم و بجای آنکه فقط "برای آنها" یا "درباره ی آنها" سخن بگوییم ، "با آنها" سخن بگوییم. البته این کار در بیان ساده ، اما در عمل دشوار است." (ص ۱۱۵ ).

در جایی دیگر نویسندگان با ارجاع به نوشته ای از سوزان سانتاگ (۱۹۸۹) آورده اند : جهانی شدن پیش از آنکه افقهای نوینی برای اروپا گشوده باشد، تهدید هایی را آشکار نموده است... اروپا که روزگاری سخت به دنبال اروپایی کردن جهان بود، اکنون به دنبال اروپایی کردن خود اروپا است!

 

 پی نوشتها:

(۱) David Morley and Kevin Robins

(۲) Stuart Hall : ظاهرا در ایران "هال" - یکی از سه بنیانگذار اصلی مطالعات فرهنگی به عنوان یک رشته دانشگاهی در دهه ۱۹۶۰- چندان شناخته شده نیست. این روشنفکر سیاهپوست انگلیسی (اصالتا اهل جامائیکا ) از چهره های شاخص جریان چپ جدید (New Left) و منتقد سرسخت تاچریسم در دهه ۱۹۸۰ و الهام بخش رویکرد نوین حزب کارگر به رهبری تونی بلر در دهه ۱۹۹۰ بود. اما او  بر خلاف آنتونی گیدنز - که رسما مشاور دولت بلر شد و اکنون به عنوان یک لرد عضو مجلس اعیان و رییس دانشگاه LSE است - هرگز به قدرت نپیوست . هال اخیرا (۳/۳/۲۰۰۶)در گغتگویی با روزنامه تایمز در بستر بیماری گفت: حزب کارگر اندیشه های چپ جدید را به ابتذال کشید و آنرا خلع سلاح کرد. درباره ی هال - که استاد راهنمای استاد راهنمای من بوده است ! -  گفتنی هایی هست شاید برای وقتی دیگر. فقط اضافه می کنم که او در همین گفتگوی اخیر اشاره ای هم به ظهور بنیادگرایی دینی دارد و آنرا  نتیجه ی حماقت لیبرالیسم نسبت به فرهنگ و دین می داند. از نظر او"فرهنگ" مدتها در انتظار بود تا انتقام خود را از سکولاریسم، عقلانیت و مدرنیته بگیرد. او می افزاید: بزرگترین تراژدی درباره اسلام این است که هنوز نتوانسته است پوسته ی خود را شکافته و برای خود یک عصر روشنگری (Enlightenment) داشته و بتواند تعریف کاملی از مسلمان بودن در یک دنیای مدرن را ارائه کند.

(۳) تابستان سال گذشته مجله نیوزویک در پی ماجرای ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه در تصویر روی جلد خود عکسی از نقاشی معروف مونالیزا (لبخند ژوکوند) چاپ کرد که در آن مونالیزا با حجاب شده بود. ظاهرا عنوان این گزارش نیوزویک  "بحران هویت در اروپا" بود. برای خود من نیز در نخستین روزهایی که سال گذشته وارد دانشگاه ناتینگهام شدم ، یک نکته ی کاملا متفاوت نسبت به ۱۶ سال قبل که انگلستان را ترک کردم ، تعداد زیاد و مشهود دانشجویان دختر باحجاب در سطح دانشگاه بود.