این روزها در کنار ماجراهای کوچک و بزرگ دیگری در در رسانه ها نقل می شود خبر  سرقت یک «اختراع» و محکومیت یک وزیر در دادگاه بخاطر آن مورد استقبال برخی رسانه ها قرار گرفته است. در سایتی خبری که گفته می شود وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام است دیدن تیتر «افشای نقش احمدی نژاد در سرقت اختراع اتاق امن» توجه مرا به خود جلب می کند. با توجه به حساسیت شدید برخی اشخاص مستقر در مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت به طرح اتهام و افشاگری و ... علیه اشخاص در مناظره های انتخاباتی، برایم جالب بود ببینم ماجرا چیست. متن خبر در واقع مصاحبه روزنامه اعتماد ملی در روز پنجشنبه (8 مرداد) با فردی است که از وزیر کنونی صنایع به جهت سرقت ایده اش در سالهای قبل شکایت کرده و ظاهرا دادگاهی نیز حکمی در این خصوص صادر کرده است. البته صرف اینکه در کشور ما دادگاهی وجود دارد که به شکایت یک جوان گمنام علیه یک وزیر رسیدگی نموده و علیه وزیر حکم صادر می کند واقعا مایه خوشحالی و امیدواری است. اما در جزئیات این ماجرا نکات قابل تأملی وجود دارد. 

متن مصاحبه را که می خوانیم مشخص می شود این «مخترع» محترم رشته تحصیلی شان مدیریت بوده است، ولی به دلایلی شخصی از مدتها قبل در مورد موضوع زلزله و راههای کاهش تلفات آن تامل داشته اند. ایشان که خود اهل رودبار است می گوید: « زلزله رودبار و حواشی آن همیشه این انگیزه را در من ایجاد کرده بود که به‌دنبال راه‌‌حلی برای کاهش مرگ‌ و میر ناشی از زلزله پیدا کنم. خیلی فکر کردم تا اینکه طرح اتاق امن را که بسیار ساده و داری هزینه تمام‌شده پایینی است به نظرم رسید». ایشان در سال ١٣٨٢ طرح اتاق امن را جهت ثبت ارائه می کنند.

من هیچ دفاعی از افراد و اشخاصی که ایده اولیه این فرد را بدون اطلاع و اجازه ایشان، با مطالعات فنی - مهندسی تکمیل کرده و به مرحله آزمایش و اجرا گذاشتند ندارم. از قضا خوب است با چنین مواردی برخورد قاطع صورت گیرد تا رعایت حقوق مادی و معنوی دانشمندان، هنرمندان و افراد مخترع و مبتکر در جامعه ما فرهنگ شود. قطعا در این مورد اخیر نیز که حقوق مادی و معنوی فردی که این ایده را ارائه کرده ضایع شده، می بایست با افراد دخیل برخورد قانونی صورت گیرد. شخص وزیر مورد اشاره هم اگر دفاع قابل قبولی نداشته باشد، که با توجه به حکم دادگاه احتمالا ندارد، به نظرم شایستگی برای تداوم وزارت نخواهد داشت.

البته اینکه کسی «ایده» و یا «طرح» متعلق به دیگری را برداشته و روی آن کار کند و یا آنرا تکمیل کند و آنرا در مرحله آزمایش و عمل به اجرا برساند یک مرتبه از عمل خلاف اخلاق است. اینکه کسی (ماجرای خانم ابتکار معاون سابق رییس جمهور و عضو کنونی شورای شهر تهران را که به خاطر داریم) مقالات علمی دیگران را به شیوه «کپی - پیست» به هم چسبانده و به نام خود در مجله دیگری منتشر کند، به نظرم یک مرتبه بسیار بالاتر و خلافی بسیار بزرگتر است. اگرچه این واقعه در زمان خود اصلا این حجم از توجه رسانه ای را به خود جلب نکرد. 

به هر حال کسی که روی یک «ایده» یا «طرح» اولیه کار تخصصی می کند و از نظر مهندسی آنرا به مرحله اجرا در می آورد نیز سهمی در کار نهایی دارد. اسم این را نمی شود گذاشت «سرقت اختراع»! مانند زمانی که فردی بر اساس یک ایده یا طرح اولیه یک فیلمنامه کامل می نویسد یا حتی یک فیلم می سازد. طبعا هم صاحب ایده و هم نویسنده و هم کارگردان در قبال اثر نهایی حق دارند. اما روشن است که کسی که «کپی - پیست» می کند، هیچ حقی در قبال مطلب سرقت شده ندارد.

یک جستجوی اینترنتی ساده نشان می دهد آقای دکتر مظلوم که نامشان در کتاب منتشر شده توسط شهرداری تهران وجود دارد، در سال 2007 مقاله ای علمی در خصوص اجرای این طرح مهندسی در یکی از کتب تخصصی مربوط به زلزله با عنوان Earthquake Resistant Engineering Structures VI منتشر کرده اند (لینک). قطعا چنین کاری فراتر از توان یک فارغ التحصیل رشته مدیریت است.  

اما نکته ای که در حین خواندن مصاحبه این جوان «مخترع» به ذهن من خطور کرد زمان حدوث این ایده در ذهن ایشان بود. همانطور که می دانیم زلزله رودبار در سال ١٣۶٩ رخ داد. اینکه ایده «اتاق امن» در سال ١٣٨٢ به ذهن ایشان می رسد قابل تامل است. اهالی سینما می دانند که یکسال قبل از این تاریخ - یعنی سال ٢٠٠٢ میلادی - فیلمی توسط دیوید فینچر، کارگردان معروف هالیوود، با بازی جودی فاستر ساخته شد که نام آن Panic Room بود. در ترجمه عنوان فیلم در ایران، هم از «اتاق وحشت» و هم از «اتاق امن» استفاده شد. اصلا عنوان فیلمنامه این فیلم Safe Room (اتاق امن) بوده است.

داستان فیلم مربوط به ورود ساکنانی جدید به یک خانه مجلل اما مرموز است که در آن یک «اتاق امن» مجهز وجود دارد. با یک جستجوی ساده اینترنتی می توان فهمید که ایده همین فیلم نیز کشف تازه ای نبوده است. اینکه در خانه یک اتاق امن (safe room) تعبیه شود که ساکنان آن خانه در هنگام تهدید و یا خطر بتوانند در آن پناه گیرند سابقه و تاریخ دیرینه ای دارد. البته در بیشتر مواقع اتاق امن برای پنهان شدن و محافظت شدن در برابر سارقان و مهاجمان و ... کاربرد داشته است. اما در فیلم مذکور تصویری که از آن اتاق می بینیم تصویر یک اتاق کاملا مجهز و امن و مقاوم در برابر هرگونه سانحه و انفجار و ... است.

 اینکه آیا پیش از سال ١٣٨٢ در مباحث فنی و تخصصی ساختمان سازی و ایمن سازی در برابر زلزله از ایده «اتاق امن» به عنوان راه حلی برای کاهش تلفات زلزله استفاده شده است یا نه موضوعی است که صاحب نظران باید پاسخ دهند. طبعا این احتمال هست که این «مخترع» محترم با دیدن یا شنیدن درباره فیلم «اتاق امن» به این فکر افتاده باشند که از این ایده به عنوان طرحی برای کاهش تلفات زلزله استفاده شود. این موضوع هیچ اشکالی ندارد و حتی باید ایشان را تحسین کرد که از میان میلیونها بیننده این فیلم چنین جرقه ای در ذهنشان زده شده است. در واقع ایشان ایده اولیه «اتاق امن» را از جایی برداشته اند و چیزی به آن افزوده اند و یا آنرا تکمیل کرده اند و یا جهت استفاده از آن در موضوعی دیگر پیشنهاد داده اند.

اشکال مطلب این است که ایشان در این مصاحبه هیچ اشاره ای به اینکه این ایده اولیه از کجا به ذهنشان خطور کرد نمی کنند و آنرا صرفا حاصل «فکر کردن طولانی» خودشان اعلام می کنند. اگر واقعا ایشان از موضوع این فیلم با خبر بوده باشند، آیا آنچه خودشان مرتکب شده اند، در واقع مشابه همان کاری نیست که افرادی که ایشان از آنها شکایت کرده اند، انجام داده اند؟ و اساسا این این واقعه آیا بیانگر این مشکل فرهنگی رایج نیست که خیلی از ما گمان می کنیم اگر منابع مورد استفاده خود را اعلام کنیم یا کسانی که قبل از ما در راهی گام برداشته اند را به رسمیت بشناسیم، این موجب کاهش شأن و اعتبار کار خودمان خواهد شد؟

و اما از نظر سیاسی پرسش این است که چرا برخی رسانه ها امروز این ماجرا را به شکل وسیع پوشش می دهند در حالیکه قبلا در برابر خبر اثبات سرقت علمی توسط چهره های دیگر مشهور چنین تحرکی نداشتند؟ به نظر می رسد ناکامی طیف سیاسی مخالف دولت در ارائه مدارک و مستندات محکمه پسند و  اثبات «تقلب گسترده» در انتخابات باعث شده آنها به شیوه ها و دستاویزهای دیگری برای اقناع افکار عمومی متوسل شوند.