تصور کنید که شما یک مطلبی مثل «پایان دوران آقازاده‌ها» نوشته باشید و بابت‌اش آن همه فحش خورده باشید. آن وقت بنا باشد در مرکز شیعیان شهرتان، هزاران کیلومتر دور از وطن، مراسمی جهت بزرگداشت یاد و مقام امام‌ خمینی (ره) برگزار شود. و بنا باشد پیام مکتوبی هم از جناب حجت‌‌الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این برنامه قرائت شود. و روحانی مرکز  از شما بخواهد متن این پیام را از فارسی به انگلیسی ترجمه کنید. چه حالی به شما دست می‌دهد؟!

دوستان ایرانی‌ام اینجا تکه‌ می‌انداختند که حالا باید هم خودت این متن را ترجمه کنی و هم در هنگام قرائت پیام شعار بدهی در راستای کوبیدن مشت محکم بر دهان آقازاده‌ها! ظریفی هم می‌گفت می‌توانی آن پیام را یک «ترجمه‌ی آزاد» بکنی و مثلا در آن ابراز ندامت کنی از همنشینی  و همراهی با  «سران فتنه» و ...!

بدیهی است که ما به هیچ‌کدام از این پیشنهادات «وقعی ننهادیم» و در کمال نجابت و امانت‌داری نسبت به ترجمه‌ی آن پیام اقدام نمودیم. البته اعتراف می‌کنیم که بخشی از پیام را قدری «تعدیل» نمودیم چون بیش از اندازه «احمدی‌نژادی» بود و ما نگران مقررات مملکت فخیمه‌ی ملکه بودیم و این‌که مبادا یگانه‌ مرکز شیعیان شهرمان متهم به «ترویج افکار تروریستی» و این قضایا شود و خدای‌ناکرده توسط ام.آی.۵ پلمب شود!

موضوع این بود که سید حسن در پیام خود با شهامت تمام نه تنها از «محو » اسراییل (Disappearance)  بلکه از «نابودی» (Destruction) این «رژیم نامشروع و فاسد» هم سخن گفته بود. ما البته در دل خوشحال بودیم که جناب سید حسن در این زمینه به اندیشه‌ی حضرت امام (ره)  وفادار بودند و به همان کاری که باید - یعنی ترویج و نشر افکار امام - پرداخته بودند. اما شخصا «مصلحت» را در استفاده از کلمه Destruction ندیدیم و به جای آن از واژه‌ی Defeat (شکست دادن) استفاده نمودیم که قدری مدنی‌تر است!

به حمدالله پیام سید حسن در حضور جناب حجت‌الاسلام و المسلمین معزی - نماینده‌ی مقام معظم رهبری در انگلستان - قرائت شد و حاشیه خاصی هم پدید نیامد.

کار دیگری که در این مراسم به عهده‌ی ‌ما گذاشته شد تهیه زیرنویس انگلیسی برای مجموعه پوسترهایی از زندگی حضرت امام (ره) بود که جهت برپایی نمایشگاه توسط مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام ارسال شده بود. برای همه‌ی پوسترها - حتی پوستری که تصویر مهندس موسوی را در کنار دیگر مقامات ارشد کشور در دهه شصت نشان می‌داد - زیرنویس تهیه کردیم و در مورد مسئولیت ایشان در دهه‌ی شصت هم توضیح دادیم. البته روز بعد دیدیم که برگزارکنندگان از آن پوستر استفاده نکرده‌اند. آخر فضای نمایشگاه زیاد بزرگ نبود و تعداد پوسترها هم بالغ بر پنجاه عدد بود. 

توفیق دیگرمان هم این بود که همسرم و یکی دیگر از خانم‌های ایرانی متولی پخت و پز نهار جهت میهمانان برنامه شدند و ما هم به اتفاق تعدادی از دوستان ایرانی قدری سعادت حضور در آشپزخانه‌ی مرکز را یافتیم. شاید این موضوع گفتن نداشته باشد اما همه‌ی این اتفاقات به نوعی برای من یک نشانه بود. البته یک نشانه‌ی کاملا شخصی که لزوما برای هیچ‌کس دیگری حجتی ندارد. حالا شما خواننده محترم می‌توانید بخندید، یا می‌توانید عصبانی شوید. اما اگر ته دلم یک ذره نگران این بودم که مبادا روح حضرت «روح الله» از آن نوشته‌ی قبلی من آزرده شده باشد، این نشانه‌ها‌ خاطرم را قدری آسوده کرد. از آنجا که می‌گویند «سلب توفیق» یکی از مهم‌ترین عوارض «گناه» است، خوشحال بودم که توفیق خدمت در این برنامه نصیب ما هم شد.

این را هم اضافه کنم که بانی اصلی این برنامه روحانی فاضل و باصفای مرکز الزهرا (س) ناتینگهام بود که انصافا پدیده‌ی «جهان‌وطن» شگفتی است. اجدادش که شیعه و اهل آذربایجان بوده‌اند شاید حدود صد سال قبل به هندوستان مهاجرت کرده‌اند. پدرش که یک مهندس معمار بوده و اکنون پیرمردی است، ۲۰ -۳۰ سال قبل با خانواده‌اش به عنوان یک «هندی» به آمریکا مهاجرت می‌کند. البته قیافه‌هاشان اصلا به هندی‌ها نمی‌خورد و کاملا شبیه ایرانی‌ها - و در واقع ترک‌ها - هستند. در زمان مهاجرت این روحانی مرکز ما پسر دو سه ساله‌ای بوده و تا هجده سالگی هم در آمریکا بزرگ شده است. به عبارت دقیق‌تر او «بچه‌ی سان‌فرانسیسکو» است و الان هم شهروند آمریکا است. در هجده سالگی به عشق اسلام و امام (ره)، سان‌فرانسیسکو را رها کرده و به قم رفته است! سال‌ها آنجا درس‌خوانده و ازدواج کرده و صاحب فرزندانی شده است. 

اکنون چند سالی است که در انگلستان ساکن است. هم دانشجوی دکترای مطالعات اسلامی است و هم مبلغ دینی. رساله‌ی دکترای او درباره‌ی آراء و اندیشه‌های علامه طباطبایی (ره) است. شخصا هم ذوق مباحث عرفانی دارد و آرزوی‌اش این است که به قم بازگردد و از محضر علماء و عرفاء استفاده کند. اگرچه با بیت امام (ره) و سید حسن خمینی ارتباط خوبی دارد، تا بدانجا که در آن پیام به اسم و با عنوان «برادرم» از او یاد شده بود، اما برای آیت الله خامنه‌ای هم احترام فوق‌العاده‌ای قائل است و در خطبه‌ها و سخنان‌اش طی یک‌سال گذشته دائما درباره حوادث پس از انتخابات در ایران و نگرانی شیعیان و مسلمانان جهان سخن گفته و بر ضرورت حمایت و تبعیت از ولی‌فقیه  تأکید  کرده‌است. او را هم به راستی می‌توان از «نسل روح الله» و از «نوادگان روح الله» محسوب کرد.

 

---------------------------------------

پ.ن:

١- این هم متن پیام سید حسن خمینی به مراسم مرکز الزهرا (س) ناتینگهام در خبرگزاری ایسنا. توضیح اینکه سید حسن در پیام خود اسم روحانی مرکز ما را بجای «میرزا عباس» به اشتباه «عباس میرزا» ذکر کرده‌اند که این مورد را هم در ترجمه اصلاح نمودیم. توضیح این‌که «عباس میرزا» یک شاهزاده و ولیعهد در دوران قاجار بود! حالا این‌که این اشتباه یک «لغزش فرویدی» (Freudian slip) بوده یا اشتباه تایپی والله اعلم!