این مطلب را برای نشر در «الف» نوشتم. (لینک)

حسین درخشان وبلاگ‌نویس ایرانی پس از تحمل حدود ۶۰۰ روز بازداشت «موقت» صبح روز چهارشنبه در اولین جلسه‌ی دادگاه خود حضور یافت. موضوع این یادداشت اساسا محتوای دادخواست و اتهامات وارده به درخشان نیست. انشاءالله قاضی محترم دادگاه با بررسی دقیق اتهامات و دفاعیات متهم و وکیل او و لحاظ همه‌ی شرایط وی، در نهایت حکمی عادلانه صادر خواهند کرد. آنچه در این مرحله مورد اعتراض نویسنده است نحوه‌ی انتشار خبر اولین جلسه‌ی دادگاه در سایت‌ها و رسانه‌های خبری اصول‌گرا است. به نظر می‌رسد استفاده از تعبیر «نویسنده‌ی سایت‌های مستهجن و ضد دین» در تیتر خبر انتشار یافته را بتوان از مصادیق بارز همان «ظلمی» دانست که رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۱۴ خرداد  و نیز در دیدار اخیر با اساتید بسیجی، همگان را از آن برحذر داشتند. ایشان در سخنان روز چهارشنبه به طور مشخص بر رعایت حقوق «افرادی که مرتکب گناه و یا خطایی شده اند» نیز تأکید کردند.
 
شاید در توصیف حسین درخشان بتوان از خیلی تعبیرها و عناوین استفاده کرد. اما بی‌گمان او مستوجب این عقوبت نبود که به عنوان «نویسنده‌ی سایت‌های مستهجن و ضد دین» معرفی شود. علاوه بر این، متاسفانه زندگی‌نامه‌ای که از درخشان منتشر شده و نیز فهرستی گزینشی که از برخی نوشته‌های پیشین او ارائه شده به حق و انصاف همه‌ی ابعاد زندگی و مواضع و خصوصا سیر تحولات فکری او را بازگو نمی‌کند. به عنوان مثال در متن این خبر هیچ اشاره‌ای به این موضوع نشده که درخشان از یک خانواده‌ی شناخته‌ شده‌ی مذهبی است و در ابتدای جوانی نیز فردی متعهد و انقلابی بوده است.

از یک سو نمونه‌ها و مصادیق فراوانی از مواضع درخشان در دوره‌ی گرایش به اصلاح‌طلبان و نیز مدت حضور در میان اپوزیسیون خارج از کشور ذکر شده، اما کوچکترین اشاره‌ای به اعتراف او به اشتباهاتش و نیز تجدید نظر در مواضع سیاسی‌اش در سال‌های اخیر دیده نمی‌شود. آیا دفاع او از امام خمینی، دفاع او از مواضع ایران در موضوع انرژی اتمی و مسئله‌ی فلسطین، افشاگری‌های او درباره روابط برخی اصلاح‌طلبان و اپوزیسون خارج از کشور با دولت‌های غربی و روشنگری درباره‌ی منابع مالی آنها هیچ ارزش ذکر در این خبر نداشت؟
 
آیا اینکه او و خانواده‌اش – بر خلاف دیگر زندانیان دارای تابعیت دوگانه نظیر رکسانا صابری و مازیار بهاری- در مدت یک سال و هفت ماه بازداشت او هیچ درخواستی از یک دولت خارجی جهت اعمال فشار و هیاهوی تبلیغاتی علیه ایران نکردند اهمیتی نداشت؟ آیا اینکه آنها دست به دامن موسسات مدعی حقوق بشر در غرب نشدند ارزش ذکر نداشت؟ آیا پاسخ صبر و تحمل و همراهی آنها این بود که فرزندشان در رسانه‌ها اینگونه معرفی شود؟
 
جالب این‌که برخی فعالان «سبز»، حسین درخشان را «همکار حاکمیت» دانسته و چنین
القا می‌کردند که او مستقر در «کاخی در نیاوران» است! اما برخی دیگر از آنها پس از دیدار و گفتگو با او در زندان بر صداقت او در تحول فکری‌اش و حتی وفادار ماندن او به مواضع سیاسی و انقلابی‌ سال‌های اخیرش – حتی در دفاع از رییس جمهور - صحه ‌گذاشتند.
 
در اینجا بد نیست یادی کنم از
نامه‌ای که در اسفند ماه ۱۳۸۷ توسط ۳۵ نفر از وبلاگ نویسان مسلمان خطاب به رییس وقت قوه‌ی قضاییه نوشته شد. متاسفانه این نامه در آن زمان نه تنها پاسخی نیافت بلکه در هیچ یک از رسانه‌های خبری  و مطبوعات کشور نیز امکان انتشار نیافت. و چه بسا قسمت این بود که «شهادت» این وبلاگ‌نویسان در چنین زمان و موقعیتی منتشر شود.

---------------------------------------

از همین قلم در این موضوع:

- نکاتی برای بازجوی حسین درخشان.

- درباره‌ی ابعاد اخلاقی و امنیتی اینترنت. 

از این حسین تا آن حسین.

----------------------------------------

بازتاب:

شهاب اسفندیاری! شما در مقام وکیل و قاضی نیستی که تشخیص بدهی چه کسی مستوجب چه عقوبتی است. (وبلاگ واژگون)

پدر وبلاگستان، حسین درخشان (وبلاگ الف لام میم)

---------------------------------------