یکی از خوانندگان این وبلاگ مقاله‌ی «فرهنگ علمایی و سیاست حجاب در ایران» را برای «مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی» فرستاده‌اند تا جواب «شبهات» آن داده شود. این مرکز نیز پاسخ زیر را برای ایشان ارسال کرده‌اند. البته این پرسش و پاسخ - بر خلاف دیگر موارد مشابه - تاکنون در سایت این مرکز منتشر نشده است. اما ادبیات و لحن این پاسخ برای من جالب و قابل تقدیر بود. ضمنا قابل توجه است که در پایان این پاسخ آمده است که «این امر نیازمند تحقیقی کامل و جامع است» که این خود یکی از حرف‌های بنده در آن مقاله بود. البته تصریح بر این گزاره در پاسخ این مرکز فی‌نفسه نشان می‌دهد که موضوع - لااقل آنگونه که برخی می‌پندارند -  امری «بدیهی» و «مسلٌم» نیست. 

----------------------------------------------------------------

پرسش:

سلام. مقاله ای که در لینک زیر موجود است.بحث الزام حکومتی حجاب را زیر سوال برده است. اگر ممکن است جواب شبهات این مقاله را بدهید.

پاسخ:

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز. موضوع اصلی این مقاله نوع نگرش خاص و فضای کلی در فرهنگ زیست معرفتی کارشناسان دینی و استنباط کنندگان مبانی دینی است که به تعبیر نویسنده « فرهنگ علمایی» نامیده شده است ؛ نویسنده این مقاله موضوع حجاب را به عنوان یک نمونه و شاهد بر ادعای خود بیان نموده است . البته در خلال بیان این مساله ، از حالت مثال گونه خارج شده و به مبحث حجاب اجباری به طوری گزارش گونه و نقد آمیز پرداخته است . در عین حال در این مقاله نقد مشخص و شبهه معینی در مورد مساله حجاب بیان نشده ، برخی نظریات و استدلالات دو طرف ارائه شده است . به نظر می رسد برای نقد و بررسی شبهات لازم باشد به خود منابع که در پی نوشت و کتاب نامه مقاله آمده است مراجعه نمایید . اما در مورد اصل این نظریه توجه به چند نکته با اهمیت است :

 1- بسیاری از نکات و موضوعات مطرح شده در مقاله صحیح و قابل قبول و منصفانه است ، اما در عین حال پذیرش همه این امور به معنای نادرستی حجاب اجباری نیست ؛ حتی نکات متعددی که ایشان از شهید مطهری در مورد نوع استنباط احکام و تفاوت موقعیت های فقها در این امر ، همچنین برخی روایات مورد توجه در باب حجاب بیان شده است ، بیانگر همین امر است. زیرا شهید مطهری در کنار همه این مباحث اصلا مخالف حجاب اجباری نبود . کتاب های نوشته شده از این شهید بزرگوار به روشنی بیانگر این امر است که ایشان از آزادی و حق انتخاب در حجاب سخن نگفته و آن را مورد تایید ندانسته است ؛ حتی نقل شده که در جیب شهید مطهری در هنگام شهادت تکه کاغذی وجود داشت که در آن برخی از نکات مهم جهت تذکر به حضرت امام یادداشت شده بود که یکی از آن ها " ضرورت تبیین حجاب استاندارد " بود ؛ در وقت شهادت ایشان هنوز حجاب در ایران اجباری نبود و افراد بی حجاب در سطح جامعه کم نبودند .

2- بررسی های تاریخی و روایی در مورد مقوله حجاب در صدر اسلام به این آسانی نیست . نیاز به بررسی های کامل و دقیقی دارد . بسیاری از روایات ذکر شده در این مقاله که به عنوان شاهد مثال بیان شده ،ارزش سندی ندارد . نمی توان از آن ها در استدلال ها بهره برداری نمود. حتی مقصود شهید مطهری هم این نبوده است ؛ به عنوان مثال اکثر روایات در مورد نحوه برخورد و نام بردن پیامبر همسران شان از منابع اهل سنت نقل شده که برای ما قابل قبول نیستند .

3- همان گونه که شواهد و قرائن تاریخی موید دیدگاه مخالفان حجاب حکومتی است، در مقابل شواهد و قرائنی هم وجود دارد که پیامبر و اهل بیت در عمل یا در سخن به شدت از هر نوع روابط عادی و آزاد زنان و مردان نهی می کردند . تلاش در رفع کم ترین تماس و جلب توجهی در این زمینه در سطح جامعه بود . در سنن النبی نقل شده که پیغمبر اکرم برای این که تلاقی و تماسی بین زنان و مردان از مومنان مدینه رخ ندهد دستور داد که شب هنگام که نماز تمام‏ می‏شود ، اول زن ها بیرون بروند ، بعد مردها ، همچنین برای اینکه کم ترین برخورد و اصطکاکی رخ ندهد ، دستور می‏داد مردان از وسط ، و زنان از کنار کوچه یا خیابان بروند ( 1 ) . آیا این نوعی عمل اجتماعی برای جلوگیری از کم ترین جلب توجه بین دو جنس مخالف محسوب نمی شود ؟ به نظر می رسد اگر دستور صریحی در مورد رعایت حجاب در آن جامعه وجود ندارد ، به خاطر فرهنگ رایج و حساسیت شدید و غیرت عمیق عربی بوده که عملا ضرورت طرح این مباحث را منتفی می ساخته ، اگر کم ترین عدول و کم توجهی در این زمینه رخ می داد ، پیشوایان دین به شدت از آن جلوگیری می کردند ؛ چنان که وقتی خبر ارتباط راحت و بی حساسیت زنان و مردان عراق در بازارها به امام علی علیه السلام رسید، حضرت در سخنان تندی خطاب به مردم فرمود : « اى مردم عراق! به من خبر رسیده است که زنان شما در بین راه با مردان برخورد کرده و آنان را کنار مى‏زنند، آیا شرم نمى‏کنید؟! خدا لعنت کند کسى را که غیرت ندارد.» (2) البته فارغ از موارد حکومتی و عمومی ، در موارد متعدد پیامبر و معصومین (ع) در موارد خاص و تحت عنوان دستورهای اخلاقی و تربیتی ، جامعه اسلامی را به سوی تهذیب و پاکی و رعایت حجاب، رهنمون گشته اند ؛ مثلا روزی اسما - که خواهر زن پیامبر بود-، با جامه نازکی به خانه پیامبر آمد. پیامبر، روی خود را از او برگرداند و فرمود: «ای اسما، وقتی زن به حد بلوغ رسید، نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دست ها» (3)

4- در یک نگاه کلی هم به روشنی می توان دریافت که اسلام هیچ گاه در مورد امور و تکالیف اجتماعی نگاهی تسامحی نداشته ، اگر در هر زمینه ای دستور واجبی از جانب خداوند صادر می شد ، به شدت و در نهایت قدرت با مخالفان آن برخورد شد . تنها استثنا امور کاملا شخصی و فردی و در درون محدوده شخصی افراد بود .نظایر این رفتار در مورد شرب خمر ، روابط نامشروع که اموری کاملا فردی و در محدوده روابط شخصی افراد بودند، دیده می شود که در قرآن و روایات حدود معینی برای آن در نظر گرفته شد (4) . در این گونه موارد هر چند در مورد اثبات آن تسامح بسیار به خرج داده شده ، اما به محض اثبات ، با آن برخورد جدی می شد . حدود و مجازات های سختی برای آن ها در نظر گرفته شده، اعمال می شد . حتی در مورد برخی از اعمال فردی مانند نماز ، آن گاه که به نوعی جنبه عمومی و اجتماعی پیدا می کرد و از رفتار برخی از افراد نوعی تلقی بی اعتنایی به چشم می خورد ، پیامبر به شدت برخورد می نمود ؛ در روایات نقل شده که حضرت وقتی از بی توجهی برخی افراد منافق در مورد حضور در نماز جماعت مطلع گشت، به شدت در برابر آنان موضع گرفته فرمود : « پیامبر با همسایگان مسجد شرط نمود که در نماز جماعت شرکت کنند و فرمود: آنان که در نماز جماعت شرکت نمى‏کنند ،باید از این کار دست کشند و گرنه موذن را امر کنم که اذان و اقامه گوید، پس آن گاه مردى از اهل بیتم را که همان على [علیه السّلام‏] است، دستور دهم که پشته‏هاى هیزم را گرد هم آورده ، خانه کسانى را که به نماز جماعت نمى‏آیند ،آتش زند .» (5) با توجه به این قرائن می توان به این جمع بندی رسید که معنا ندارد دستور واجبی در مورد حجاب برای زنان صادر شده باشد (6) ، اما جامعه اسلامی در برابر تخلف آشکار از آن از خود واکنشی نشان ندهد ، به خصوص که تبعات منفی و پیامدهای مضر آن ملموس و مشهود باشد . در هر حال این امر نیازمند تحقیقی کامل و جامع است .نمی توان به این سادگی در مورد یکی از احکام به قضاوت نشست و اظهار نظری شخصی و عرفی داشت .

پی نوشت ها:

1 . کافی، ج 5 ،ص . 518.

2 . الوسائل ،ج14 ،ص 174 ؛ المحاسن، ج1 ،ص 115.

3 . سنن ابی داود، ج2، ص383،

4. نور (24) آیه 2؛ عیون أخبار الرضا ، ج‏2، ص 97.

5. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 232.

6. نور (24)آیه 31.