آیا تو چنان که می نمایی هستی؟

سخنان اخیر رهبر انقلاب در جمع روحانیان استان خراسان شمالی درباره نحوه برخورد با جوانان و خصوصا افراد موسوم به «بد حجاب» شاید صریح ترین بیانی باشد که ایشان تاکنون در این زمینه داشته اند:

«... پذیراى جوانها باشید. با روى خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌اى داشته باشد؛ داشته باشد. بعضى از همین هائى که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهمان‌نواز، هم بقیه‌ى آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانم هائى بودند که در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد می ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص هاى این حقیر باطن است؛ نمى‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم /  آیا تو چنان که می نمائى هستى؟».  ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم می کند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید.»

(فایل صوتی)

آیا افرادی چون «آقازاده شهید مطهری» به دلیل بیان این سخنان، رهبری را نیز همچون احمدی نژاد به «لیبرالیسم فرهنگی» متهم خواهند کرد؟ و البته طبیعی است که اگر شما در موضع طالبان باشید، مواضع و سیاست های جمهوری اسلامی برای تان «لیبرال» خواهد نمود! 

آن برادران حزب اللهی که به واسطه به تصویر کشیده شدن چند خانم «بدحجاب»  در تلویزیون در ایام انتخابات، خشمگینانه پرسیدند «حجاب مهمتر است یا انتخابات؟»، اکنون در برابر این سخنان رهبری چه واکنشی نشان خواهند داد؟

مهمترین بخش این سخنان حضرت آیت الله خامنه ای به نظرم همان بیت شعر از رباعی معروف خیام است که ایشان در کنایه به همه دینداران بیان کرده و افزوده اند: «ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد.» برای امثال من حقیر که ملبس به لباس شریعت هستیم، معمولا بسیار دشوار است که به «دیگرانی» که در این لباس نیستند، از موضع بالا نگاه نکنیم. چه رسد به این که بگوییم «من نقص هایی دارم، او هم نقص هایی دارد.»

خود من تا چند سال قبل اگر در مراسم دینی و مذهبی زنانی را می دیدم که حجاب را درست رعایت نمی کردند، شاید در دل آنها را شماتت می کردم که واجبات را رها کرده اند و به مستحبات می پردازند. اما این چند سالی که برای تحصیل در خارج از کشور بودم و طبعاً دایره روابطم از آن حدودی که در ایران بود کمی فراتر رفت، مشاهدات متفاوتی داشتم. مثلا در جلسات هفتگی قرآن در مرکز الزهرا (س) ناتینگهام زنی را می دیدم که سی - جهل سال مقیم غرب بوده  و همسر انگلیسی دارد و فرزندانش اسم انگلیسی دارند. اما هر هفته نیم ساعت زودتر به مرکز الزهرا (س) می آید و دور از چشم دیگران فرش ها را جارو می زند و ظرف ها را می شوید. با دیدن امثال او بر عکس به این نتیجه می رسیدم که باید خودم را شماتت کنم. آن زن که سال ها دور از محیط دینی و مذهبی بوده به این درجه از معرفت و اخلاص رسیده است. آیا امثال من، که در خانواده مذهبی، مدرسه مذهبی و محیط مذهبی رشد کرده ایم، متناسب با این بهره مندی هایی که داشته ایم به آن درجه از رشد معرفتی و معنوی رسیده ایم؟

امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث از استاد عرفان خود آیت الله شاه آبادی (ره) توصیه ای نقل می کنند که بی ارتباط به این بحث نیست. ایشان می نویسند: 

«شیخ جلیل ما، عارف کامل، شاه آبادی، روحی فداه، می فرمودند: تعییر [عیب جویی، سرزنش] به کافر نیز نکنید در قلب، شاید نور فطرت اش او  را هدایت کند، و تعییر و سرزنش کار شما را منجر به سوء عاقبت کند. امر به معروف غیر از تعییر قلبی است. بلکه می فرمودند کفاری که معلوم نیست با حال کفر از این عالم منتقل شدند را لعن نکنید. شاید در حال رفتن هدایت شده باشند و روحانیت آنها مانع از ترقیات شما شود.» (ص 67، شرح حدیث سوم).   

/ 17 نظر / 125 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی وو

منظورم این بود که کم شده اگر فاکتور گرفتاری رو کنار بگذاریم مشاهدات ناقص من نشون میده که وبلاگ نویس‌های وطنی اون ور نشین بعد از بازگشت به ایران فرکانس به روز رسانی وبلاگشون به شدت کاهش پیدا میکنه ان شاالله که گرفتاری کمتر بشه یا لا اقل توی این جو اشباع اخبار و تحلیل‌های فضای مجازی توسط مزد بگیران داخل و خارج آپدیت‌های بیشتری داشته باشید اگر واقعا هنوز حسین درخشان زندانی است خیلی ناراحت کننده و مایه تاسفه :( نامه ای که دراین رابطه نوشتید چی شد؟ آیا جوابی دریافت کردید؟

نمک

آقا قالب وبلاگت مشکل داره ارور امنیتی میده مرورگرها درستش کن که بشه این طرف و اونطرف لینکت کرد ممنون

مريم

موافقم

امینه علیایی

سلام آقای اسفندیاری، بنده از سعه صدر شما و دانشمندیت شما خوشم آمده است. اگر وقت کردید یکی از معدود خوانندگان و منتقدان قلم و نظرات من باشید هم من ممنون می شوم و هم رشحات قلمم....دارد کارم با این قلم به جاهای باریک می کشد و می ترسم خشونت درونی ام مرا به همراه عده ای ابلغزاند....

مجید

سلام جناب آقا دکتر اسفندیاری پس از مدتها سرگردانی بلاخره پیدا کردم ( مثل کسی که می گفت از بس درخت هست اصلا جنگل پیدا نیست ! ) و این پست جنابعالی را خواندم. یاد موضوعی افتادم که از زاویه دیگر و متفاوت به موضوع مورد بحث مرتبط می شود. من در شهرمان خیری را می شناختم که سالهاست مرحوم شدند. ایشان کمک به ساخت مسجد و مدرسه می کردند حال آنکه هیچگاه مدرسه نرفته بود و هیچکس ندیده بود که نماز بخواند. روزی در عهد شباب که دل در گرو ذات اقدسش داشتم ( البته اکنون بیشتر دارم ولی هنوز مدیرانی را ندیده بودم که به سمت نماز اول وقت می روند و در مسیر نماز با دستوری خانواده ای را از نان خوردن محروم می کنند) برای نماز به مسجد محل رفتم وقتی رسیدم نماز اقامه شده بود و رکعت اول بود. دست بر قضا مراسم ترحیمی هم ظاهرا در مسجد بر پا شده بود در حالیکه مسجد غرق در سکوت نماز بود و همه در صفها ایستاده بودند من ایشان را دیدم که روی صندلی در حیاط مسجد نشسته بود. در حالیکه برای گفتگو با خدا می شتافتم در دلم او را شماتت کردم ! ولی گذشت ایام به من یاد داد که بنده شناس فقط خداست. من امروز آن خیر را به بزرگی یاد می کنم. اگر نماز نمی خواند ریا هم نمی

سید مهدی

آقای دکتر سلام تاحالا به ما هم سر زدی اخوی ؟ ما خوشحال می شیماااااا ما که چند وقت یکبار میایم . تازه لینکتونم کردیم .

محمد

سلام آقای دکتر. من از سال 1388 پیگیر مطالب شما هستم. هر از چند گاهی هم به وبلاگتون سر میزنم. خوشحالم که الان ایرانید :)

بنيامين

با سلام به وبلاگ حاميان دولت ولايي نيز سر بزنيد. مطالب ما را با دقت بخوانيد و نظر دهيد. در صورت تمايل به همكاري و حمايت سايبري از گفتمان و عملكرد دولت، به ما اطلاع دهيد. به اميد پيروزي حق بر باطل

محمّد

چه بسا نقص ما اين باشد که چيزی را نقص می بينيم در حالی که نيست.

سید نعیم اورازانی

سلام. در نوشته شما، فارغ از مطالب خوب و قابل دفاع، یک نکته هست مه به نظرم نیاز به توضیح دارد. بنده هم از جمله کسانی هستم که به استفاده تلویزیون از نماهای خانمهای بدحجاب در ایام انتخابات اعتراض دارم. دلیلم البته در ترازو کردن اهمیت و وزن انتخابات و حجاب نیست. مسأله استفاده ابزاری و دلبخواهی و بی اخلاق صدا و سیما از این تصاویر است. اگر این تصاویر قابل پخش است، پس در زمانهای دیگر و مواقع دیگر هم آزاد باشد و اگر نیست، شما پیدا کنید پرتقال فروش را.