شالوده شکنی افسانه ی تقلب

نسخه ای از این مطلب در تاریخ ٢٧ خرداد ١٣٨٨ با عنوان «نقد استدلالهای آقای موسوی برای تقلب در انتخابات» در سایت الف منتشر شد و با بیش از ۶٠٠ اظهار نظر از سوی خوانندگان مواجه شد (لینک). چندین سایت و خبرگزاری و روزنامه ی دیگر از جمله ایرنا، فارس، جوان، سایت مرکز اسناد انقلاب، پارسینه، تبیان، ایران دیپلماسی، فوروم ایران آمریکا، و همچنین تعداد زیادی سایت خبری و وبلاگ دیگر نیز این مطلب را بازتاب دادند، گاه بدون ذکر منبع و نویسنده! دوستی می گفت در آن نماز جمعه تاریخی تهران دیده که این مطلب را توزیع می کنند. این هم از برکات عصر جهانی شدن! اما جالب اینکه کاربران دموکرات و آزادیخواه سایت بالاترین حضور این نقد را بر نتافتند (لینک سابق)!

 -----------------------------------------------

بنا به آمار رسمی، در جریان راهپیمایی ها و اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری تا امروز هفت نفر کشته و دهها نفر زخمی شده اند. حجم خسارت به اموال عمومی و خصوصی و همچنین هزینه سنگین سیاسی که این اجتماعات بعضا خشونت آمیز و خصوصا سرکوب خشونت بار آنها توسط پاره ای از نیروهای انتظامی و شبه انتظامی،  بر کشور ما و منافع ملی آن تحمیل کرده قابل احصا نیست. نگارنده در همین ابتدا مراتب اعتراض خود به این نوع برخوردها ابراز داشته و خصوصا خشم و انزجار خود از حضور مجدد برخی عناصر غیر مسوول که گویا هوس تکرار جنایت هایی چون کوی دانشگاه را دارند، اعلام می کنم. عناصری که عملا در این روزها با تعرض به جان و مال مردم، برای دشمنان انقلاب خوراک خبری فراهم می کنند. درد و رنجی که ما در خارج از کشور از مشاهده تصاویر این خشونتها در رسانه های غربی می کشیم مضاعف است. غربی ها با دمشان گردو می شکنند و ما خون می گرییم. اما از آنجا که ریشه همه این حوادث بدون شک به ادعای رقیب اصلی و شکست خورده در این انتخابات در خصوص «تقلب گسترده» و «دستکاری در آراء» باز می گردد – که اتهامی بسیار سنگین است – این نوشتار بر آن است تا به مهمترین و اصلی ترین متنی که تاکنون توسط جناب آقای میرحسین موسوی جهت شکایت از نتایج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسی و تحلیل دقیق این متن، به شالوده شکنی و یا واسازی (Deconstruction) دلایل و استدلالهای ارائه شده در آن بپردازد. امید است که در فرایند واکاوی این متن، قوت و استحکام و پشتوانه استدلال های ارائه شده در آن مبنی بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات - که عملا به معنی جابجا شدن بالغ بر 10 میلیون رای است – تا حدوی روشن شود. آشکار شدن وزن این استدلالها مشخص می کند که آیا آنها این اندازه پایه و اساس داشته است که خون هفت انسان به پای آنها ریخته شود؟

 

1-      میرحسین موسوی در اولین بند نامه اش به شورای نگهبان - که قاعدتا باید حاوی محکم تریناستدلال او مبنی بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات باشد – بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمی کند. ایشان در این بند به موضوعی اشاره می کند که هیچگونه ارتباط مستقیمی به موضوع «تقلب» ندارد. تاکید کردن بر محتوای مناظره های انتخاباتی در بند اول نامه موسوی به نظرم از چند جهت بسیار معنادار و حتی برملا کننده  است.

1.1: شاید منظور موسوی این است که سخنان مطرح شده توسط محمود احمدی نژاد در مناظره ها علیه برخی شخصیتها و آقازاده ها، به تحریک و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هیجانی شده و فوج فوج به احمدی نژاد تمایل پیدا کنند. در این صورت که آقای موسوی پذیرفته است که رقیب ایشان رای بسیار بالایی در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوی قائل بوده است که مطالب عنوان شده در مناظره ها اینچنین تاثیر دگرگون کننده ای در نتیجه انتخابات  داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح این مطالب از این رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ چرا ایشان به حضور در این مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ایشان علی رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرین ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده این انتخابات اعلام کرد؟

1.2: اینکه اولین بند نامه موسوی با ذکر نام به تجلیل و دفاع از «مظلومیت» آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری در مناظره ها اختصاص می یابد، ناخواسته بازگوکننده ریشه ها و علتهای اصلی راه اندازی راهپیمایی ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشانی» و «بنزین» و «دود و آتش» که قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتی میان آن نامه آقای هاشمی و این نامه جناب موسوی وجود دارد؟ آیا میر حسین موسوی در بند اول نامه اش دارد اذعان می کند که اعتراض اصلی او و حامیان او در این اجتماعات و راهپیمایی ها به برده شدن اسم هاشمی و ناطق و فرزندان آنها در مناظره های انتخاباتی است؟ اگرنه چه لزومی داشته که این موضوع در سرلوحه نامه او قرار گیرد؟

1.3: فرض می کنیم که احمدی نژاد در اعلام اسامی اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالی به آنها مرتکب تخلف در تبلیغات انتخاباتی شده باشد. آیا این تخلف در تبلیغات به معنای «تقلب» در نتایج است؟ روشن است که افرادی که حقی از آنها ضایع شده می توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سیما باشند و یا حتی موضوع را بطور قانونی پیگیری کنند. قطعا آنهایی که در دستگاه قضایی آنقدر نفوذ دارند که عباس پالیزدار را به ده سال زندان محکوم کنند می توانند خواستار اعاده حیثیت و جبران خسارات وارده شوند. اما حتی در این صورت نیز هیچ خللی بر نتیجه انتخابات وارد نیست. اینها دو موضوع جدا از هم هستند.

 

2-      در بند دوم نامه، باز انتظار ما برای بیان مستنداتی از «تقلب گسترده» توسط میرحسین موسوی به نتیجه نمی رسد. در این بند موسوی دوباره به مناظره ها رجوع کرده و طرح «مطالب خلاف امنیت ملی» و «زیر سوال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی» توسط احمدی نژاد را به عنوان دلیل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطرح می کند. در این خصوص چند مطلب قابل بیان است:

2.1: آقای موسوی به عنوان یک نامزد هیچگونه مسئولیت قانونی در قبال تشخیص و مراقبت از «امنیت ملی» ندارند. طبعا رییس جمهور به عنوان «رییس شورای عالی امنیت ملی» بیش از دیگران در این خصوص به اطلاعات دسترسی داشته و جهت مراقبت از امنیت ملی مسئولیت و اختیار قانونی دارد. در سالهای گدشته دیده ایم که چگونه اشخاصی امنیت و منافع شخصی خود را به «منافع و امنیت ملی» گره می زنند و خواستار سلب آزادی ها و حقوق مردم می شدند. ایا آقای موسوی هم می خواهد با چنین شیوه ای رای 24 میلیون شهروند را باطل کند؟

2.2: ادعای «زیرسوال بردن بنیانگذار انقلاب اسلامی» نیز ادعای بسیار قابل توجهی است. ظاهرا آقای موسوی کلیه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عینا مورد تایید امام خمینی (ره) می داند. در سالهای گذشته دیده بودیم که برخی از متعصبین جناح راست حتی انتقاد به یک آبدارچی بنیاد مستعضفان را ضدیت با ولایت فقیه می دانستند چون معتقد بودند که رییس این بنیاد توسط رهبری منصوب می شود و آن آبدارچی هم در سلسله مراتبی توسط آن رییس منصوب می شود پس آن آبدارچی منصوب ولی فقیه است و هرکس با آن آبدارچی مخالف باشد مخالف ولایت فقیه است!! ایا عجیب نیست که شخصیت فرهیخته ای چون آقای موسوی به چنین استدلال مضحکی برای دفاع از تمامیت عملکرد خود در دهه شصت دست یازد؟ چرا ایشان انتقاد از مواردی چون گزینش های بسیار سخت گیرانه، ارسال مواد منفجره به کشورهای منطقه، ارعاب 99 نماینده مجلس مخالف دولت و یا حتی بخشنامه لباس مشکی و قهوه ای - که آشکارا امروز غیر قابل دفاع هستند - را «زیر سوال بردن امام خمینی» می داند؟ بدیهی است که اینها اعمال دولت ایشان و یا دوستان و حامیان ایشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).

2.3: اگر استدلال آقای موسوی را بپذیریم، قاعدتا انتقادهای شدید و بی رحمانه ایشان و دیگر کاندیداها از عملکرد دولت نهم نیز «زیر سوال بردن ولایت فقیه کنونی» است. چون همانطور که اما راحل در دهه شصت بطور آشکار از دولت موسوی حمایت می کرد، رهبری فعلی نیز در سالهای گذشته از دولت نهم حمایت کرده است. آیا آقای موسوی می پذیرد که اعمال خودش در این انتخابات زیرسوال بردن ولایت فقیه بوده است؟

2.4: به فرض که آقای احمدی نژاد «مطالب خلاف امنیت ملی» در مناظره ها بیان کرده باشد و حتی امام راحل (ره) را زیر سوال برده باشد. آیا این دلیل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال می کنیم اگر اینقدر حرمتها و قداستها شکسته شده بود، اصلا چرا آقای موسوی حاضر شد در چنین انتخاباتی حاضر شود و حتی پیشاپیش خود را پیروز آن اعلام کند؟ نکند آقای موسوی بر این باور است که چون حرمتها شکسته شدن ومقدسات زیر سوال رفت رای آقای احمدی نژاد به 24 میلیون رسید؟

 

3-      بالاخره در بند سوم نامه آقای موسوی به موضوعی اشاره می کنند که ارتباط به روز انتخابات دارد. در این بند ایشان از عدم صدور کارت برای تعدادی از ناظرین ایشان و آقای کروبی اعتراض می کند. در خصوص این بند نیز چند نکته گفتنی است:

3.1: در اینجا آقای موسوی به اصطلاح به نیمه خالی لیوان اشاره کرده اند. طبعا وزرات کشور باید در این مورد پاسخگو باشد که چرا به تعداد درخواست شده کارت صادر نشده است. البته آنها نیز در پاسخ به مواردی همچون ناقص بودن مدارک ارسالی ناظرین اشاره کرده اند که بنده نمی توانم قضاوتی درباره ادعای طرفین داشته باشم. اما سوال این است که چرا جناب موسوی که با قاطعیت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سحن گفته اند به جای آنکه ابتدا لااقل به یک گزارش مستند و دقیق از یکی از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره کنند، مبنای اعتراض خود را بر یک موضوع «عدمی» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبی به گستردگی 10 میلیون رای در سطح کشور رخ می داد لااقل دهها نفر از میان چند هزار ناظر آقای موسوی می بایست به شواهدی در این خصوص دست یافته باشند. چرا آقای موسوی بجای استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخی صندوقها اشاره می کند که حتی در فرض صحت هم نمی توان آنرا فی نفسه دلیلی بر وجود قطعی تقلب دانست. آیا آقای موسوی اخلاقا می تواند مدعی شود که هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟

3.2: قابل قبول است که آقای موسوی در مورد صندوقهایی که ناظر نداشته اند دارای شک و شبهه باشد. این شک، صرفا در حد یک «شک» کاملا معقول و منطقی است. اما راه حل برطرف شدن آن این است که ایشان خواستار بازشماری تعدادی از این صندوقها بصورت تصادفی شوند و نتایج آنها را با صندوقهایی در همان منطقه و شهر مقایسه کنند که در آنجا ناظر داشته اند و ببینند که آیا چنان تفاوت فاحشی وجود دارد یا خیر. قطعا ایشان می دانند که برای آنکه 10 میلیون رای جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق می بایست کاملا دارای آراء واژگون شده باشد. شناسایی و پیدا کردن این 10 هزار صندوق اصلا کار دشواری نیست. خصوصا برای جناب آقای محتشمی رییس کمیته صیانت آقای موسوی که خود در زمینه تخلف انتخاباتی در مقام وزیر کشور دارای سوابقی درخشان هستند.*

3.3: این پرسش مهمی است که چرا آقای موسوی در این نامه بطور مشخص به هیچ حوزه ای که در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمی کنند؟

 

4-      در بند چهارم آقای موسوی نسبت به استفاده از کامپیوتر و شیوه آنلاین در اعلام نتایج آرا هر صندوق به ستاد مرکزی انتخابات اعتراض می کند. این اعتراض البته در جای خود قابل بررسی است اما هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که به صرف اینکه نتایج هر صندوق در حضور همه اعضای هیات اجرایی و نظارت و ناظرین کاندیداها (در صورت حضور) وارد کامپیوتر شده و به طور آنلاین به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شاید این شیوه جدید و استفاده از فناوری نوین ابهاماتی داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه های همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت کشور نیز قبل از اعلام نتیجه نهایی همه صورت جلسه های مکتوب با آمار اعلام شده کامپیوتری مجددا تطبیق داده شده است. اگر هم شکی و شبهه ای هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتی داریم که اینگونه با قاطعیت بگوییم چون در اعلام نتایج از کامپیوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟

 

5-      در بند پنج آقای موسوی به موضوع کمبود تعرفه اشاره کرده اند که به ادعای ایشان در برخی حوزه ها موجب توقف رای گیری شده است. اولا نفس کمبود تعرفه با توجه به مشارکت 85 درصدی در انتخابات امر عجیبی نیست. ضمن اینکه بنا به اعلام وزارت کشور به هر شعبه اعلام شده بود که به محض اینکه استفاده از آخرین بسته صد برگی رای را شروع کردند اعلام اتمام تعرفه کنند تا در این فاصله تعرفه های جدید برای انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معنی تعطیلی رای گیری نیست. آقای موسوی اشاره ای به هیچ صندوقی که در آن رای گیری متوقف شده باشد نکرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هیچ صندوقی به دلیل اتمام تعرفه رای گیری را تعطیل نکرده است. اما باز اینجا فرض را بر صحت قول جناب موسوی می گذاریم که واقعا در برخی صندوقها تعرفه تمام و رای گیری متوقف شده است. در اینجا چند پرسش پیش می آید:

5.1: آیا اتمام تعرفه در یک یا چند صندوق دلیل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نیست تعریف آقای موسوی از تقلب چیست؟

5.2: چرا با آنکه آقای موسوی در مبارزه انتخاباتی اینهمه «احساس خطر» کرده بود و هشدار داده بود و با اینکه به زعم ایشان در مناظره ها «استوانه های نظام» مورد هتک حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زیر سوال رفته بود، چرا طرفداران ایشان آنقدر همت نداشتند که در ساعات آغازین رای گیری برای مشارکت در این انتخابات حساس و جلوگیری از تداوم این «فاجعه» پای سر صندوقها حاضر شوند؟

5.3: آقای موسوی از کجا می دانند که همه آن افرادی که در حوزه های تعطیل شده موفق به دادن رای نشدند طرفدار ایشان بوده اند؟ از کجا معلوم که بسیاری از آنها قصد نداشتند به آقای احمدی نژاد رای دهند؟ در اینجا نیز استدلال آقای موسوی مبتنی بر یک مقوله عدمی و موهوم است. شبیه همان شعار غیبی است که اصلاح طلبان سالها می دادند و طی استدلالی غریب مدعی بودند که همه آنهایی که در انتخاباتها رای نمی دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!

 

6-      همانطور که در ارزیابی بندهای بالا مشاهده شد آقای موسوی هیچ استدلال محکم و قابل اعتنایی برای اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نکرده اند. بجای چنین استدلالهایی، ایشان گاه به موارد بی ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره کرده اند، یا به مواردی که ممکن است بی ربط نباشد اما یا صرفا در حد شک و شبه است و یا در اصل اعتراض به مواردی غیر از «تقلب» است. از این رو عجیب است که در بند ششم نامه، ایشان می گوید که «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف دیگر نیز در روز انتخابات به شورای نگهبان اعلام شده است. در مورد این بند نیز چند نکته گفتنی است:

6.1:  در اینجا ایشان ارجاع به مواردی می دهد که برای خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اینجا است که چرا ایشان لااقل چند مورد از این تخلفات را همچون موارد ذکر شده در بندهای بالا در متن نامه خود به شورای نگهبان ذکر نکرده است.

6.2: بر هر آشنای با الفبای سیاست و حتی هر عقل سلیمی کاملا واضح و روشن است که اگر جناب موسوی در میان این 80 مورد حتی یک مورد را پیدا می کرد که بر ملا کننده تخلفی چشمگیر و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات می بود، قاعدتا می بایست آنرا در این نامه، که مهمترین متن  و سند اعتراض او به این انتخابات است، مورد اشاره قرار می داد. نمی تون پذیرفت که ایشان مثلا ایثار کرده اند و یا برای حفظ مصالح مملکت از بیان برخی تخلفات خودداری کرده اند! امروز خون هفت انسان پای ادعای «تقلب» در انتخابات ریخته شده است. طبعا آقای موسوی که تا اینجا جلو آمده نمی توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتیجه آنکه این 80 مورد هم به احتمال به قریب یقین هیچ مورد قابل ملاحظه و تاثیرگذاری نبوده که بتوان بر آن تکیه کرد و نتایج انتخابات را زیر سوال برد.

  

7-      در بند هفتم مجددا آقای موسوی برای اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات به یک موضوع پیشا - انتخاباتی اشاره کرده است. از نظر ایشان اینکه آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات از پیروزی خود سخن گفته «فی نفسه» دلیل روشن و آشکاری است بر وجود «قصد» دستکاری در آراء. آقای موسوی همچنین انعکاس پیشاپیش پیروزی احمدی نژاد در برخی رسانه ها را تاییدی بر این موضوع دانسته است. در این مورد نیز چند مطلب قابل ذکر است:

7.1: آقای احمدی نژاد تنها کاندیدایی نبودند که در روند تبلیغات انتخاباتی از پیروزی خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقای موسوی بطور مکرر از پیروزی چشمگیر ایشان خبر می داد بلکه شخص ایشان حتی قبل از شروع شمارش آرا با اطمینانی بی سابقه و منطقی شگفت اعلام کرد که پیروز قاطع انتخابات است و هرنتیجه ای غیر از این، به معنی دستکاری در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ایشان درست باشد خود ایشان نیز متهم به «تقلب» هستند.

7.2: حتی اگر فرض کنیم که سخن آقای احمدی نژاد بیانگر «قصد» دست کاری در انتخابات بوده باشد. در چنین وضعی هر دانشجوی سال اول حقوق هم می داند که چنین «قصد» و یا «نیت مجرمانه ای» برای اثبات «وقوع جرم» - که در اینجا وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است – کفایت نمی کند. در هر محکمه ای علاوه بر «نیت» می بایست «مستندات» کافی برای محکوم کردن متهم وجود داشته باشد. به نظر می رسد اقای موسوی چون در ارائه اسناد و مدارک کافی برای اثبات «تقلب» دستشان خالی است به «نیت خوانی» و «قضاوت داوودی» روی آورده اند.

 

8-      در بند هشتم آقای موسوی به «نقض ماده 40 جرائم نیروهای مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره کرده اند. در مورد اول منظور ایشان «حضور نیروهای نظامی و بسیج در انتخابات و در میتینگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ایشان به استفاده رییس جمهور و وزرا از امکانات دولتی برای سفر به استانها در ایام تبل

/ 106 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکی هست دیگه

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/july/19//-06e2fe7819.html بفرمایین سر بزنین به این سایت... اگه به هر کدوم از این ادعاها جواب دادین جایزه دارین... به جای الدرم بلدرم به هم بافتن... ببینم، شما مطمئن هستید دکترای خودتون رو در سینما می خونین و نه سفسطه بافی؟ آخه کی موسوی توی اون مطلب گفته ادعای تقلب رو نمی پذیریم دیگه؟؟ دیگه فهمیدن اون متن که آی کیوی بالا نمی خواست... مگر اینکه شما خوانندگان رو خنگ فرض کردین و فکر کردین هر چی بگین اونام قبول می کنن!!!

عباس

با سلام من فكر مي كنم دوستان اصلاح طلب متن مقاله را نخوانده اند البته روش آنها بيشتر به روش همان روزنامه ايست كه نقدي بر مصاحبه انجام نشده رئيس جمهور نوشته بود يعني كلا انصاف تعطيل

کسی از دورتر

آقای اس-اس (علتی داره اسمت رو گذاشتی اس-اس که نماد بسیار آشناییه)؟ اگر فرض رو بر صداقت شما بذاریم و این داستانها که نوشتی زاییده ذهن نه چندان خلاقت نیست، باید بگم گیر گروه واقعا بسیار نخبه ای افتاده بودی که نتونستن جواب این چند تا سوال بسیار پیش پا افتاده جنابعالی رو بدن، حالا شما محض استفاده دوستان به یک سوال جواب بدی کافیه: اگر وزارت کشوری (به هر دلیلی) فاسد شد و از قانون اساسی طبعیت نکرد تکلیف چیست؟

نيشتر

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو گفتم که یک غزل بنویسم برای تو احساس می کنم که کمی پیرتر شدم احساس می کنم که شدم مبتلای تو برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو دل می دهم دوباره به طعم صدای تو از قول من بگو به دلت نرم تر شود بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو! دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد : یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم رخصت بده نفس بکشم در هوای تو باسلام وبلاگ زيبا وپر محتوايي داريد من قبلا هم به وبلاگت سر زده بودم از مطالبت لذت بردم خوشحال مي شم به من سر بزني ونظرت رو بگي... دیدم قدری گرفته ام انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر می رود من هم رفتم

کریم

ضرب المثل قدیمی است که پر بیراه نمی گوید: آن را که عیان است چه حاجت به بیان است. هر چند دیر اما می گویم: آمار تقلب در شهر تبریز- 1- یک صندوق حضور فیزیکی نداشت (صورتجلسه داریم) یعنی اینکه آراء آن در جای دیگری پر شد. 2- نزدیک به 42 صندوق آمار تقلب اش موجود است و قابل ارائه . من نوعی اگر می خواستم این آمار را به شورای نگهبان ارائه بدهم تا بحال باید اعتراف به همکاری با آمریکا و انگلیس و اسرائیل می کردم تا شاید از زندان آزاد می شدم. در این ایام زندگی زن و بچه من کارمند از کجا تامین می شد. شمایی که مرا نمی شناختید حاضر بودید به ازای در زندان بودن من به خانواده ام کمک کنید و به آنها مارک نزنید. بروید قانون اعتراض به انتخابات را بخوانید و اظهارنظرهای حقوقی اعضای شورای نگهبان در همان ایام. باز هم اگر مرجعی بی غرضی و صالحی وجود داشته باشد مطمئن باشید که این آمار قابل ارائه است. بشرطی که آقایان صادق باشند و بازی نکنند و واقعآ قصد بررسی داشته باشند. امثال ما ها زیادند که نه مشهورند و نه تامین حقوقی دارند و اگر خدای نکرده بهر بهانه ای دستگیر شوند خدا باید بدادشان برسد. امثال من زیادند و نه اصلاح طللبند و نه ا

علی

گر فکر می کنید در انتخابات اخیر مشکل خاصی وجود نداشته به این سوال پاسخ دهید.در قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده که در اجرای صحیح اصل 99قانون اساسی و حفظ بی طرفی کامل، ناظرین شورای نگهبان موظف هستند در طول مدت مسئولیت خود بی طرفی کامل را حفظ نمایند و ابراز جانبداری ناظرین به هر طریقی از یکی از کاندیداها جرم محسوب میشود. مجازات تخلف از این ماده انفصال 6 ماه تا یکسال از خدمات دولتی یا شش ماه زندان خواهد بود. حال با توجه به جانبداری اعضای شورای نگهبان از یک کاندیدا نباید اعضای شورای نگهبان که ناظر انتخابات بودند مجازات می شدند. نکته دوم این است که به نظر شما اگر آقای موسوی به شورای نگهبان شکایت می برد با توجه به جانبداری اعضای این شورا از یک نامزد و تبریک پیروزی توسط رهبری و با توجه به اینکه اعضای شورای نگهبان پیروزی اصلاح طلبان را تکرار تجربه پیروزی خاتمی می دانستند و به ناچار صلاحیت موسوی را تایید کردند فکر می کنید انها به نفع موسوی رای می دادند.و اصولا ایا شما حاضرید در یک دعوای حقوقی با علم به بی طرف نبودن قاضی و جانبداری از طرف مقابل باز به آنها شکایت کنید.

سيد احمد علي‌حسيني

در پاسخ دادن به نظرات خوانندگانت مثل صدا و سيما و كيهان عمل مي‌كني؛ يعني اول اينكه توهين‌ها را (يا آنهايي كه به زعم خودت توهين هستند) بدون برو برگرد جواب مي‌دهي (البته جواب‌هاي متين تا توهين نكني) و دوم اينكه نظراتي را كه از اندكي بيش از بقيه محكم و منطقي است بي‌پاسخ گذاشته‌اي. از شيوه‌ي نوشتنت خوشم آمد. سفسطه و مغلطه و اين‌ها را كه همه‌مان بهش گرفتاريم ولي ادبت مثل شريعتمداري و خانم رجبي و .. نيست و اين خودش كلي ارزش دارد. به هر حال اگر مطمئن بودم پاسخ مي‌دهي (يا پاسخ داري) حتما كلي از حرف‌هاي دلم را برايت مي‌نوشتم (به صورت سول‌هاي هنوز بي‌پاسخ؛ پاسخ قانع كننده.). من دنبال يكي با حوصله‌ي تو و با ادب تو مي‌گشتم تا يا من پي به اشتباهاتم ببرم، يا او را متقاعد به وجود تقلب كنم (يا حد اقل اگر متقاعد نشد و مطمئن شدم كه دارد طفره مي‌رود، بر سر ايمان خويش كمتر بلرزم و نفرتم از اين تزويرها -تو را نمي‌گويم ها- بيشتر بشود.)

سيد احمد علي‌حسيني

باور كن آنقدر دلم پر است كه نمي‌دانم از كجا بايد شروع كنم. آنقدر تكراري و لوث شده اين بحث تقلب كه نگو. بعدا به تقلب هم مي‌رسيم. بگذار از اين مثنوي 70 من كاغذ يك كاغذ شانسي بكشيم بيرون. فقط با خواندن همين يكي (لينك در زير)؛ تو به من بگو از اين قواى سه گانه، مهم ترين قوه را كه مستقيما با يكي از اصول دين (عدل) سر و كار دارد (دستگاه قضا)، من چطوري بهش اعتماد كنم؟ تو به من بگو چي براي ما مي‌ماند؟ بگو به كى، به چى اعتماد كنيم؟ كجا فرياد خودمان را ببريم اگر داشته باشيم؟ http://ammiinn.blogfa.com/post-80.aspx مي‌دانم شايد ربطي به مقدمه‌ى بحث نداشته باشد. ولي بيا يك مبنا براي شروع حرف‌هامان انتخاب كنيم. من موارد زيادي از نامردي و ظلم در اين دستگاه ديده‌ام و شنيده‌ام. تا دلت بخواهد. حوصله مى‌خواهد ريز به ريز بگويم و بشنوي. (مثال آوردن‌ها براي اين است كه نمي‌خواهم همينجوري دستم را بگذارم بيخ گوشم داد بزنم كشتند بردند خوردند.) بعد از اين روضه‌ها مي‌خواهم ازت بپرسم اين دستگاه قضا نمونه‌ى حساس‌تر و حياتي‌تر از نهادهايي است كه بايد مستقل باشند و نيستند و نگو كه هستند تا بحث به درازا بكشد. حساس‌ترين نهاد استقلالش ا

sheeva

سلام بر اساس امر بانک مرکزی نرخ تورّم به بیشتر از ۲۰ درصد رسیده. این یعنی حقوق‌ها باید ۲۰ درصد بیشتر بشوند. همه میگویند بسیجیها بهترین حقوق و مزایا را دارند. ما که ندیدیم. نون برای ما هم گران شده. همه چیز برای ما هم گران شده. در یک بلاگ خواندم که ماها بهترین حقوق هارا میگیریم و نرخ تورّم به ما اثر نخواهد داشت.والله به امام قسم اگر این واقعیت داشته باشد.فقط همین را می‌خواستم بگویم.

حق جو

انتخابات 92 نشان داد که فتنه گران چقدر راست می گفتند! جالب است که امروز دم می زنند که انتخابات ایران دموکراتیک ترین انتخابات جهان بود و ....