تأملی در رابطه‌ی علما و احمدی‌نژاد

ویراست دوم

در ادامه‌ی مطلب قبل نکته‌ای در ذهن داشتم که شاید یکی از نتایج بحث «فرهنگ علمایی» باشد. پرسشم این است که علت این که بسیاری از «علما» از رییس‌جمهور و پاره‌ای اقدامات و مواضع فرهنگی دولت - خصوصا در «مسئله‌ی حجاب» - به شدت گلایه‌مند هستند، اما در سخنان آیت‌الله خامنه‌ای به ندرت چنین نگرانی و نارضایتی را مشاهده می‌کنیم چیست؟ 

علی‌رغم این که دولت کنونی بیش از هر دولتی برای امور دینی و مذهبی بودجه اختصاص داده است و با وجود اینکه رییس‌جمهور کنونی بیش از هر رییس‌جمهوری درباره‌ی اسلام و مکتب اهل بیت (ع) از تریبون‌های بین‌المللی و در رسانه‌های جهانی سخن گفته و برای نخستین بار نام حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت ولی‌عصر (عج) را از تریبون رسمی سازمان ملل مطرح کرده است، چرا «علما» تا این اندازه با او مشکل دارند؟ آیا دست کم در دو دهه‌ی اخیر در کشورمان هیچ عاملی در افزایش گرایش به تشیع در جهان اسلام  به اندازه‌ی محبوبیت شخص احمدی‌نژاد تأثیرگذار بوده است؟ و مگر احمدی‌نژاد نشان نداده‌ است که شخصا در رعایت احکام دین از برخی رؤسای جمهورِ روحانی هم «متشرع»‌تر است؟

شاید یک علت این باشد که برای برخی از علما اهمیت حفظ منزلت و جایگاه «فرهنگ علمایی» بالاتر از بسیاری معیارهای دیگر باشد. طبعا این دولت با این که در نشر و تبلیغ «فرهنگ اسلامی» و «مکتب اهل بیت» (ع) بسیار کوشیده است اما بر خلاف دولت‌های قبل به مقتضیات و ملاحظات «فرهنگ علمایی» چندان اعتنایی نداشته است. یک دلیل طبیعی این امر هم این است که رییس دولت «روحانی» نبوده است. آقای خاتمی با یک پیغام خصوصی از معرفی وزیر زن صرف‌نظر کرد، اما آقای احمدی‌نژاد در برابر آن موج خطبه‌ها و پیام‌ها و تهدیدها ایستاد و سه وزیر زن به مجلس معرفی کرد.

به یاد ندارم آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری‌اش در اجرایی از یک ارکستر سمفونی شرکت کرده باشد. اما آقای احمدی‌نژاد نه تنها شرکت کرد بلکه در کنار نوازندگان و رهبر ارکستر ایستاد و در وصف موسیقی با خبرنگار تلویزیون مصاحبه کرد.  مجید انتظامی پس از این حضور گفت: «دیشب یک اتفاق مبارک برای موسیقی ما افتاد که در تاریخ سی‌سال گذشته کم نظیر بوده است». در مقابل برخی علما پیام می‌دادند که «انتظار‌ امام‌ زمان با موسیقی و کنسرت و تشویق اهل ملاهی و مناهی محقق نمی‌شود». وقتی احمدی‌نژاد در کنار رییس جمهور ونزوئلا می‌نشیند و نمایش ورزش رزمی دختران را در تهران تماشا می‌کند قطعا پیامدهای این کار خود را می‌داند. روسای جمهور سابق هرگز از این کارهای «قبیح» نمی‌کردند.

در واقع شاید بتوان گفت که مشکل این است که احمدی‌نژاد در برابر پروژه‌ی تعمیم «فرهنگ علمایی» به عموم اقشار و طبقات و صنوف ملت ایستاده است. از همین روست که حتی برخی علمای به اصطلاح نوگرا هم در مصاحبه‌هایی با سایت‌های مخالف رییس‌جمهور ضمن طرح برخی شبهات، چنین وانمود می‌کنند که این دولت اساسا با «روحانیت» و «فقه» مشکل دارد و به دنبال «تضعیف جایگاه ولایت فقیه است». (جالب این که سایت یاد شده - که وابسته به فرزند یکی از علما است - با خوشحالی زایدالوصفی یک بخش «جذاب» از این مصاحبه را دو بار با دو تیتر مختلف بر خروجی خود قرار داد: اینجا و اینجا). (۱)

به نظر می‌رسد برای آیت‌الله خامنه‌ای اهمیت توجه این دولت به «فرهنگ اسلامی» و   عزت و اقتدار ایران و نیز بسط عدالت اجتماعی به مراتب بیشتر از کم توجهی آن به «فرهنگ علمایی» باشد. ضمنا برخلاف ابراز نگرانی شدید برخی افراد، به نظر می‌رسد رهبری هیچ نگرانی در خصوص «ولایت‌پذیری» این دولت هم ندارند.  «ناگفته‌های» جلسه‌ی اخیر رهبر انقلاب با اعضای جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه قم که اخیرا توسط یکی از اعضای این تشکل در مصاحبه با خبرگزاری فارس بیان شده شاید موید این تحلیل باشد:

« یکی از دوستان مسئله حجاب و عفاف را مطرح کرد و حرف‌های او تعریض به بی‌توجهی برخی مسئولان نسبت به حجاب فقهی بود که آقا فرمودند "من این مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک‌هاست"».

«حضرت آقا فرمودند "فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خداوند تضرع می‌کند و یا در راهپیمایی 22 بهمن تصویر امام را می‌گیرد، نمی‌توان گفت که بی‌دین است بلکه نمی‌داند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فیلم‌های تلویزیونی حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد ".»

«رهبر انقلاب با آنکه جهت‌گیری کلی دولت را تائید کردند و تصریح داشتند نمی‌خواهند یک طرف را تأیید کنند اما این را به قاطعیت فرمودند که "مسئولین فعلی با حجاب فقهی مخالف نیستند ولی در تاکتیک‌ها اختلاف وجود دارد ".»

رهبر انقلاب فرمودند "امروز وقتی رئیس جمهور یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور می‌رود، من نگرانی ندارم اما قبلا نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور می‌خواهند چه بگویند؟ " و نمونه‌هایی نیز درباره سوء‌رفتارهای گذشته ذکر کردند و به عنوان مثال فرمودند "یک بار در موضوع روابط با یک کشور اروپایی کاغذی آوردند و مطالبی مطرح کردند که خلاف عزت بود و من جلوی آنها ‌ایستادم و حتی در مورد مشابهی ‌گفتم اگر این کار را بکنید، مخالفت خود را اعلام می‌کنم ".

«مقام معظم رهبری با قاطعیت فرمودند که "در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند " و این مطلب بسیار مهم است که برخلاف آنچه القا و تصور می‌شود که آقای احمدی‌نژاد به حرف رهبری گوش نمی‌دهد، آقا تصریح فرمودند که اینگونه نیست.» 

 

سایت بی‌بی‌سی فارسی در نقل این سخنان از سوتیتر «دفاع آیت‌الله خامنه‌ای از سیاست‌های دولت درباره حجاب» استفاده کرده است (۲)، که البته بیراه هم نیست. چون این سخن رهبر انقلاب که برخی زنان و دختران «دین‌دار» هستند و در دعای کمیل و مراسم شب قدر شرکت می‌کنند ولی حجاب ندارند دو نتیجه مستقیم دارد. اولا این که برخلاف نظر برخی علما بدحجابی را نمی‌توان و نباید هم‌ردیف جرائمی همچون «دزدی، قاچاق و تروریسم» قرار داد. ثانیا از آنجا که رهبری فرموده‌اند در برخورد با این قبیل زنان باید «کار فرهنگی» صورت گیرد برخورد عام و علی‌السویه انتظامی با «بدحجابی» از نظر مبنا و اجرا دچار مشکل می‌شود. زیرا پلیس نمی‌تواند قبل از برخورد با زن‌های «بدحجاب» از آنها سوال کند آیا شما در دعای کمیل یا راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت می‌کنید یا خیر؟

------------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

۱) اینجا یاد خاطره‌ای از دوران دانشجویی و عضویت در جامعه اسلامی دانشجویان می‌افتم. در آن زمان هر وقت انتخاباتی فرا می‌رسید تشکل‌های سنتی و به اصطلاح «برادر بزرگ» در جناح راست مدعی می‌شدند که: «ما تابع روحانیت هستیم» و هرچه نظر «روحانیت» باشد - مثلا در مورد انتخاب کاندیداها و بستن لیست و ... - همان را می‌پذیریم. ما جوانان ساده هم باور می‌کردیم و از هر کاندیدایی یا لیستی که به گفته‌‌ی آنها «مورد تایید روحانیت» بود حمایت می‌کردیم. چون اگر مخالفت می‌کردیم متهم به «ضدیت با روحانیت» می‌شدیم! بعدها فهمیدیم که در واقع همین سیاسیون «مکلاه» هستند که کاندیداها را نهایی می‌کنند و لیست‌ها را می‌بندند و علما را هم توجیه‌ می‌کنند! از وقتی این حقیقت را فهمیدیم دیگر در انتخابات‌ها خودمان مستقلا تصمیم‌گیری می‌کردیم. طبعا تا مدتی این کار برای‌مان بسیار هزینه داشت و توسط آقایان «مکلاه» متهم به «انحراف از راه روحانیت» می‌شدیم!

دانش آموز که بودیم بولتن‌های «جامعه روحانیت مبارز» را می‌خواندیم به خیال این که تحلیل‌های ارائه شده در آن نظر «روحانیت» بود. بعدها فهمیدیم که جمعی «مکلاه» جلسات دفتر سیاسی «جامعه روحانیت مبارز» را می‌گرداندند و آن بولتن را تهیه‌ می‌کردند. به همین دلیل حوالی سال ۱۳۷۴ - ۱۳۷۳ که میان آیت‌الله مهدوی‌کنی و آقای ناطق‌نوری اختلافی پیش‌آمد، آیت‌الله مهدوی آن آقایان «مکلاه» را از دفتر سیاسی بیرون کردند. آنها هم رفتند جای دیگری و همان بولتن را از آن به بعد به اسم دیگری منتشر کردند!

امروز هر وقت برخی آقایان این دولت را به «عدم تبعیت از روحانیت» یا «عدم تبعیت از ولایت» متهم می‌کنند یاد آن ماجراها می‌افتم! آخر خدا وکیلی سایتی مثل «خبر‌آنلاین» واقعا دغدغه‌اش این است که فلان مقام در سفر نمازش را شکسته می‌خواند یا کامل؟! آیا وقتی این سایت ناجوانمردانه  به سراغ تاریخ می‌رود قصدش تجلیل از «جوانمردی» است ؟! آن «سردارِ بازاری» که از مناعت طبع «بنگاه تجاری - سیاسی رفسنجان» پس از راهپیمایی ۹ دی ستایش می‌کند، آیا واقعا نگران «عدم ولایت‌پذیری دولت دهم» است؟ به قول یک بنده خدا «ملت شما را شناخته است»!

 

۲) البته این سایت و سایت‌های مشابه تلاش کرده‌اند با استناد به این سخنان این‌گونه القا کنند که تنها دلیل حمایت رهبری از رییس جمهور این است که احمدی‌نژاد «حرف شنوی» دارد. در حالی که اگر رهبر انقلاب صرفا به دنبال گزینه‌ای بودند که «حرف شنوی» داشته باشد طبعا کافی بود چراغ سبزی به افراد مشتاقی چون قالیباف و لاریجانی نشان می‌دادند تا در انتخابات ۱۳۸۸ دوباره کاندیدا شوند. قطعا این افراد به دلیل این که اساسا ارتقای خود به سطوح عالی سیاسی را مدیون رهبری بوده‌اند، بسیار بیشتر از احمدی‌نژاد از ایشان «حرف شنوی» داشتند.

اتفاقا به نظر من یکی از دلایل حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد این است که نوع رابطه رییس‌جمهور با رهبری شباهت‌هایی با رابطه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای با حضرت امام (ره) دارد. و مگر آیت‌الله خامنه‌ای در دهه‌ی شصت متهم به «عدم تبعیت از نظر ولی‌فقیه» نشدند و حتی علیه ایشان در نماز جمعه شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» ندادند؟ لیکن به نظرم هم امام و هم مقام رهبری خوب می‌دانستند که برای مملکت‌داری‌ و دفاع از عزت و منافع ملی، انسان‌هایی به درد می‌خورند که علاوه بر دارا بودن ویژگی‌های عمومی، «جسور» و «شجاع» باشند. و نیز می‌دانستند که «شجاعت» و «جسارت» دکمه‌ی خاموش و روشن ندارد.

شنیده‌ام که آیت‌الله خامنه‌ای در اولین دیدار پس از انتخابات ۱۳۸۴ به دکتر احمدی‌نژاد گفته‌اند (نقل به مضمون): «امتیاز بزرگی که شما دارید این است که وامدار هیچ شخص و گروهی نیستید. حتی من.»

/ 16 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

4-به نظرم میاد که اختلاف نظر برخی از علما و دولت، خیلی بیش از اندازه حقیقی اون، نشون داده شده که خیلی هم مشکوک به نظر می رسه. اگر اختلاف برخی از علما با این دولت فقط محدود به یکی دو مساله مثل حجاب( که البته مهم هم هستند)هست که واقعا هم همینطوره(=خیلی محدود و کم)، اختلاف علما با دولت خاتمی که خیلی بیشتر و گسترده تر و بر سر مسائل اساسی تر بود. 4- شخصا معتقدم که ریشه این اختلاف نظرها( به کم و زیادش اینجا کاری ندارم) ربطی به اونچه که شما ازش با نام "فرهنگ علما" یاد می کنید، نداره. 5- شاید ربطی به حرفهایی که زدم نداشته باشه ولی خواستم بگم که نوع رابطه و مواضع "آیت الله مصباح یزدی" با دولت احمدی نژاد( از بدو تشکیل دولت تا کنون) خیلی قابل مطالعه است.

محمدرضا

مجددا سلام و عرض ادب... و باز هم چند نکته: 1-به عنوان یک فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق و البته یک روحانی زاده، که هم در محیط تحصیل و هم زندگی با قشر روحانی به شدت مرتبط بوده و هستم، اینطور به نظرم می رسه که ممکنه رفتاری و عکس العملی، به عنوان عرف و یا فرهنگ روحانیت معرفی و شناخته بشه( که معرفی میشه و شناخته میشه). ولی این رفتار و عرف، تاثیر و بهتر بگم حکومتی بر صدور حکم و برداشت از شریعت نداره. توضیح بیشترش اینکه در همین موضوع حجاب، علما و روحانیونی که موضع گرفتند از طیف های گوناگونی بودند. از روحانیت سنتی (مثل آیت الله صافی و...) تا روحانی دانشگاهی و به اصطلاح روشنفکر(مثل همین آقای هادوی تهرانی و...) تا برخی از ائمه جمعه و...

محمدرضا

حتی در یک مورد، مواضع آیت الله حائری شیرازی(امام جمعه سابق شیراز) که متعلق به طیف سنتی روحانیته، با اغلب روحانیت سنتی متفاوت بود که این هم بجای خودش خیلی جالب بود. فلذا معتقدم، عکس العمل بسیاری از علما نه بخاطر فرهنگشون و بلکه بخاطر نوع منش و رفتار دولت در این زمینه بوده که متاسفانه این ذهنیت رو بوجود آورد که اساسا این دولت گویا اعتقادی به برخورد منطبق با احکام فقهی در این زمینه ندارد( کما اینکه در خبری خوندم که مواضع یار غار جناب احمدی نژاد؛آقای رحیم مشایی در این زمینه هم خیلی به این برداشت دامن زده) خب. البته در همین خبری که شما هم بهش اشاره کردید، رهبری اینگونه فرمودند که دولت، به تفاوت تاکتیکی در مواجهه با این معضل اعتقاد داره که صد البته جای شکر داره و دوصد البته! ما رو در انتظار اعمال تاکتیکش می ذاره...!

محمدرضا

نکته بعدی هم در مقایسه میزان مخالفت علما با این دولت و دولت آقای خاتمی، نمی دونم که دلیل شما بر نطرتون چیه. بگید خوشحال می شیم! اونطور که من بخاطر دارم،مخالفت هایی که با دولت خاتمی صورت می گرفت خیلی بنیادی تر وعمیق تر بود. اگر حوزه و روحانیت امروز نسبت به کوتاهی درباره حکم حجاب معترضه، در دوران خاتمی طلاب کفن پوش به خیابان می اومدند، تحصن می کردند و نسبت به فعالیت ها و اقدامات خطرناک بدنه دولت سکولار خاتمی واکنش نشون می دادند.

محمدرضا

خیر. دعوا نه بر سر "لحاف علماست"، نه بر سر "تشک اونها" و نه هیچ چیز دیگه ای از این دست. دعوا بر سر همانی است که گفتم!. اگر احمدی نژاد، مشایی و فعالان فرهنگی دولت طوری رفتار می کردند که شائبه عدم اعتقاد به برخورد منطبق با "احکام مسلم فقهی و قانونی" در بین متدینین و علما ایجاد نمی شد، این واکنش ها هم نبود. نکته دیگر هم اینکه نه الان و نه در بدوظهور پدیده ای به نام احمدی نژاد،مطلقابه این گزاره معتقد نبوده و نیستم که او "آدم کسی " است. منظور من از مطالعه تعامل آیت الله مصباح و احمدی نژاد، معرفی یک عالم بود که در طول این مدت هیچ چیزی جلوی اظهار نظر وی رو نگرفت. ایشون حمایت صد در صدی از شخص احمدی نژاد داشت و اگر یادتون باشه از اولین کسانی بود که به طرح ورود زنان به ورزشگاهها عکس العمل نشون داد و بعد از ان هم در مواقع مختلف به تایید دولت دست زد.

میم

از ته دل آروز میکنم همین طور باشد که شما میگوئید

معماریان

1. این تز که «احمدی‌نژاد در برابر پروژه‌ی تعمیم فرهنگ علمایی به عموم اقشار و طبقات و صنوف ملت ایستاده است» (خصوصا با در نظر گرفتن زمینه پست قبل) تفاوت ماهوی با «تقلید کار میمون است» آغاجری ندارد، هرچند دامنه اش محدودتر است. 2. به نظر من احمدی نژاد در برابر اقتدار روحانیت ایستاده است. این البته فی نفسه بد نیست، به نظر من. از نتایج فرعی این مسئله، شاید آن تز شما هم بشود. 3. ادامۀ پروژۀ اقتدارزدایی از روحانیت، مکتب ایرانی است که از قضا با این تحلیل شما «به نظر می‌رسد برای آیت‌الله خامنه‌ای اهمیت توجه این دولت به فرهنگ اسلامی و عزت و اقتدار ایران و نیز بسط عدالت اجتماعی به مراتب بیشتر از کم توجهی آن به «فرهنگ علمایی باشد.» خیلی جور در می آید.

معماریان

1. اینکه میگویم تفاوت ماهوی ندارد به لحاظ مقید کردن تشخیص «فرهنگ علمایی» است. مرجع تشخیص و جلوگیری از بسط این فرهنگ به دائره عمومی کیست؟ علما یا غیرعلما؟ اگر علما باشند که احمدی نژاد فی المثل دیگر اختیاری ندارد. اگر هم غیرعلما باشند، ماهیتاً این تز به منزلۀ آن است که حد تقلید را غیرعلما تعیین می کنند. 2-4. گذر زمان این مسئله را مشخص خواهد کرد. این نکته نیز حائز اهمیت است که ولایت فقیه نماد رابطۀ حاکمیت با روحانیت است، نه اینکه ولایت فقیه جانشین تمامیت تشکیلات روحانیت باشد. در ضمن، نسبت تشکیلات روحانیت با تشکیلات حاکمیت به تبیین تئوریک نیاز دارد. آقا در سفر قم به ضرورت این مسئله اشاره کردند. اما تمسک به اختلاف نظرات میان فقها برای عدم تبعیت از آنها، پیامدهای گسترده تری خواهد داشت. 5. به گمانم باید از تبیینی که قائلان به این نظریه ارائه می دهند (که شاید برای تخفیف مخالفت ها با آن باشد) با پیامدهای واقعی این مسئله، تمایز قائل شد.

علي

باور كنيد قبول نقد شما و امثال شما به جناح راست خيلي سخت است.

سبحان

من حوصله تایپ کردن رو خیلی ندارم.اما باور کنید من تک تک نوشته های وبلاگتون رو خوندم.خیلی عمیق و منصفانه می نویسید.من از دیدگاههای شما به خصوص در باب فرهنگ علمایی خیلی استفاده کردم.واقعا ممنون